امروز شنبه 03 آبان 1399
cloob24.com
0
مثل کوهها می باید بود
چسبیده بهم و کنار هم
میگذرد زمان
ولی تا ابد چسبیده بهم هستند!
کاش تو هم مثل کوهها
چسبیده به من بودی!
لبانم گر نمی رسید به لبهایت ای کوه من
لااقل برای بیشماران سالها
دست در آغوش تو داشتم
می شنیدم آهنگ قلبت را
می شنیدم صدای نفس هایت را
خورشید این بزرگ نورانی
پشت سر ما طلوع و غروب می کرد!
زمان گر می گذرد ای بانوی خوابیده در سینه ی من
لیکن تو همیشه چسبیده به من و چون کوه باش!
چون سنگ بغلم نکن، دوست ندارم!
لااقل بانوی من چون کوه باش!
متن از: مصطفی رسولی
0
اگر که یاد توام کنون
مرا ز یاد خود ببر
مرا ببر ز یاد خود
تیشه بزن به قامتم
تا ز درد تو لبریز می شوم
کس نتواند بگیرد جای تو
همیشه یاد تو می کنم
مرا دگر یاد نکن
تا ز دوری تو پیر می شوم
هرچه می کشم شکل تو می شود
کسی ولی مگر شکل تو می شود!
ای به فدای تو جانُ دلم
منم ز دنیا روزی سیر می شوم!
بجز به سینه ی تو جا و مکانم گر نبود
تو خانه ای دگر بساز
مگر ز تو هرگز دلگیر می شوم؟!
شعر از: مصطفی رسولی
0

آسان پرداخت پرشین

سهم بنظر در حال تشکیل موج 2 از C یک زیگزاگ می باشد که با رعایت حدضرر 24000 سناریوی ترسیمی را در پیش دارد

خرید و دانلود - 5000 تومان
0

خساپا (سایپا)
از دیدگاه کوتاه مدتی(کلاسیک)
اعتبار تحلیل در صورت حفظ محدوده 3000

چناچه سهم بتواندطبق تایم زمانی کف مشخص را حفظ نمائید با حدضرر(2700) می تواند در کوتاه مدت حرکت ترسیمی در دسترس باشد....

R/R=5-1

خرید و دانلود - 5000 تومان
0
کاش با تو بودن را می شد تکرار کرد
جاده ها را مثل چادرت گلدار کرد
آدم تو می شدم چون سالهای کودکی
با نگاه کودکانه ات قلبم را بیمار کرد
گر این همه دور هستیم از هم کنون
برای دیدار تو جاده ها را هموار کرد
در میان کوچه صدایم می کردی چایی به دست
کاش می شد خاطرات شیرین تو را بسیار کرد
کاش یک شب خدا می شدم خلق می کردم تو را
تا با ای جانم گفتن های تو قلبم را تب دار کرد
شعر از: مصطفی رسولی
0
ریاضیات – نشر نی

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان فیلم ذهن زیبا را دیده‌اند اما عده‌ی کمی ریاضیاتی را درک کرده‌اند که ذهن زیبای جان نش خلق کرده است. امروزه ریاضیات زیبای نش به زبانی جهانی برای تحقیق در علوم اجتماعی تبدیل شده است و در دیگر رشته‌های علمی نظیر زیست‌شناسی تکاملی، علوم اعصاب و حتی فیزیک کوانتومی نیز نفوذ کرده است. جان نش برای تحقیقات برجسته‌اش در دهه‌ی 1950 در زمینه‌ی بازی‌ها برنده‌ی جایزه‌ی نوبل سال 1994 شد. زیست‌شناسان تکاملی این نظریه را در دهه‌ی 1970 به کار بردند و اقتصاددانان در دهه‌ی 1980 آن را پذیرفتند. امروزه دانشمندان علوم اعصاب با استفاده از نظریه‌ی بازی‌ها مغز را بررسی می‌کنند و انسان‌شناس‌ها به کمک آن خود را به مطالعه‌ی مردم فرهنگ‌های مختلف مشغول می‌کنند. زیست‌شناسان آن را برای تبیین تکامل به کار می‌گیرند، و ریاضی‌دانان از آن برای درک بهتر شبکه‌های اجتماعی بهره می‌برند.
تام سیگفرید در این کتاب شرح می‌دهد که نظریه‌ی بازی‌ها چگونه علوم زیستی، علوم اجتماعی، و علوم طبیعی را به طریقی به یکدیگر پیوند می‌دهد که رؤیای آسیموف را درباره‌ی روان‌تاریخ یا رمز طبیعت به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند.
0
خانه ای خواهم ساخت
در میان روستا
یا کنار جنگل
یا کنار یک رود
دست تو باشد
در میان دستم
بنشینیم به تماشای دریا
یا پرواز قناری ها
یا شنای یک ماهی
خیره گردم به چشمهای تو
آنگاه که محو تماشای رودی
یا زمانی که بو می کشی گل ها را
پیش تو اگر باشم
عمر نوح هم کم باشد
تو را می خواهم از دنیا
رد پایت باشد در میان جنگل
و تو قدم بگذاری
به روی چشمهای من
هر روز در میان خانه
شعر از: مصطفی رسولی
0

یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست.

از جمله مباحث مرتبط با حقوق خانواده و دعاوی مالی زوجین، موضوع پرداخت اجرت‌المثل و نحله است. نحله در لغت به معنای بخشش بوده و در اصطلاح حقوقی، مبلغی است که دادگاه میزان آن را با در نظر گرفتن شرایطی، تعیین می‌کند تا زوج به زوجه بپردازد.
همچنین اجرت‌المثل به معنای پرداختن اجرت کارهایی است که زن در خانه شوهر انجام داده است در حالی که این امور از وظایف شرعی او نبوده و برای این کار قصد تبرع (مجانی بودن) نیز نداشته باشد.


نحله چیست؟

در مورد مستند قانونی نحله باید گفت طبق ماده 58 قانون حمایت خانواده و بند «ب» تبصره شش ماده ‌واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال 1371 مجمع تشخیص مصلحت نظام، «با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را‌ از باب بخشش (‌نحله) برای زوجه تعیین می‌کند.»
با استنباط از قانون و رویه‌قضایی، شرایط دریافت نحله این‌گونه است که لازم است تقاضای طلاق از سوی مرد بوده و نباید به دلیل تخلفات زن از وظایف زناشویی یا سوءِرفتار او باشد. همچنین در طول زندگی مشترک و تا قبل از اقدام به دادخواست طلاق از جانب زوج، امکان مطالبه نحله وجود ندارد.
همانطور که از بند ب تبصره شش ماده ‌واحده استنباط می‌شود، نحله فرع بر اجرت‌المثل است و در صورتی پرداخت و مورد حکم واقع می‌شود که اجرت‌المثل اثبات نشود.
به عنوان مثال، خانمی نتواند اثبات کند کارهای منزل به درخواست شوهر بوده یا نتواند اثبات کند که تبرعی (مجانی) نبوده است؛ در این صورت دادگاه خود مبلغی را به عنوان نحله تعیین می‌کند؛ اگرچه ماهیت حقوقی نحله بخشش است و این بخشش باید با رضایت شوهر باشد.
مبلغ نحله را قاضی معین می‌کند

یکی از نکاتی که در این زمینه باید مورد توجه قرار داد، این است که نحله با اجرت‌المثل قابل جمع نیست؛ به این معنا که اگر شرایط تعلق اجرت‌المثل، زمان زوجیت نباشد، زن دارای شرایط اخذ نحله می‌شود. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که در تعیین نحله بر خلاف اجرت‌المثل، نیازی به کارشناسی نیست و مبلغ را قاضی دادگاه تعیین می‌کند.

اجرت‌المثل

اجرت‌المثل به معنای پرداختن اجرت کارهایی است که زن در خانه شوهر انجام داده در حالی که این امور از وظایف شرعی او نبوده و برای این کار قصد تبرع (مجانی بودن) نیز نداشته باشد. در این موارد، شوهر موظف به پرداخت اجرت‌المثل این کارها است. این اجرت به حکم قانون و متناسب با کارهایی است که زن در خانه انجام داده و پرداخت آن ارتباطی با دارایی شوهر ندارد و در هر صورت باید پرداخت شود.
طبق تبصره ماده ‌واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال 1371 مجمع تشخیص مصلحت نظام، «چنانچه طلاق به درخواست زوجه نبوده و نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد دادگاه به ترتیب زیر عمل می‌کند:
چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً به عهده وی نبوده، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه این وضع اثبات شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام‌گرفته را با جلب نظر کارشناس، محاسبه و زوج را ملزم به پرداخت اجرت می‌کند.
در غیر این صورت، یعنی در صورتی که زن نتواند اجرت‌المثل کارهای خود را به‌دست آورد (مثلاً نتواند اثبات کند که کاری انجام داده یا نتواند اثبات کند که کارهای انجام‌شده تبرعی نبوده) با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی از باب بخشش (نحله) برای زوجه تعیین می‌کند بنابراین اجرت‌المثل ماهیت قانونی دارد.

برای پرداخت اجرت‌المثل، شرایطی لازم است؛ از جمله اینکه طلاق به درخواست زوجه نباشد؛ طلاق به دلیل تخلف زن از وظایف زناشویی و سوء اخلاق او نباشد و انجام کارهای منزل شرعاً به عهده زوجه نبوده باشد مثل شستن ظروف و لباس‌ها و پخت و پز.
همچنین انجام کارها به دستور زوج با درخواست او باشد و زن برای انجام کارها قصد تبرع نداشته باشد؛ یعنی به خاطر رضای خدا کاری انجام نداده باشد. اگرچه واقعیت این است که زنان غالباً امور خانه را به قصد تبرع انجام می‌دهند و اگر این امر بر دادگاه ثابت شود، زن مستحق اجرت‌المثل نخواهد بود.
دادگاه زمانی اجرت‌المثل را مورد حکم قرار می‌دهد که توافق دیگری در خصوص امور مالی میان زن و شوهر نباشد چرا که اگر توافقی باشد باید طبق آن عمل شود.بنابراین اجرت‌المثل با شرط انتقال نصف دارایی قابل جمع نیست زیرا شرط انتقال نصف دارایی، توافقی بوده و بر حکم قانون مبنی بر پرداخت اجر‌ت‌المثل، مقدم است و در این مورد فقط به انتقال تا نصف دارایی حکم می‌شود.

تقدم شروط توافقی بر اجرت‌المثل و نحله

طبق تبصره شش ماده‌واحده مقررات مربوط به طلاق، در صورت درخواست زوجه مبنی بر مطالبه حق‌الزحمه کارها، دادگاه ابتدا از طریق تراضی نسبت به خواسته طرفین اقدام می‌کند و در صورت عدم امکان توافق، چنانچه شرطی ضمن عقد ازدواج یا عقد خارج لازم در خصوص امور مالی شده باشد، آن را مورد حکم قرار می‌دهد. در غیر این صورت وارد موضوع اجرت‌المثل و نحله می‌شود.
بنابراین توافق زوجین، مقدم بر امور قضایی و اجرت‌المثل و نحله بوده و جمع میان شرط انتقال نصف دارایی و اجرت‌المثل و نحله، خلاف قانون است.
در مورد اثبات این مطلب که زوجه کارهایی انجام داده و این کارها به درخواست زوج بوده است؛ زن مدعی است و باید اثبات کند. این در حالی است که در مورد اینکه انجام کارها با قصد تبرع بوده و نه با قصد اجرت، مرد مدعی است و باید اثبات کند که زوجه به قصد تبرع و به صورت مجانی کار کرده است.

0

بالاترین دلیل ازدواج انگیزه است بدین معنا که اگر زن و مرد تمایلات خود را در نظر نگیرند و تن به ازدواج دهند سرانجام جز سردی و بی‌ تفاوتی نخواهند دید.


ازدواج ‌هایی که انگیزه آنان سالم نیست عبارتند از:

1- گریز از تنهایی بدین معنی که زن یا مرد فقط برای رفع تنهایی تن به ازدواج می‌ دهند.
2- حرف مردم، دیگران از آنان می‌ پرسند چرا ازدواج نمی‌ کنید.
3- ازدواج ‌هایی که برای مادیات و نیاز مالی صورت می‌ گیرد.
4- ازدواج‌ هایی که برای چشم و هم‌ چشمی‌ با فامیل و دوستان صورت گرفته است.
5- ازدواج‌ هایی که برای به جای ماندن نسل صورت می ‌گیرد.
6- ازدواج‌ های تحمیلی که زیر نفوذ پدر و مادر صورت می‌ گیرد و در آن خواستن نقشی ندارد.ازدواجی موفق است که زن و مرد ویژگی‌ های همسر خود را بدانند و بپذیرند و در آخر این که با شناخت و آگاهی ازدواج کنند.

تعریف طلاق عاطفی؟

در ادبیات، لغت طلاق به معنای بیزاری یعنی حس منفک شدن کامل یا حسی که به قطع یک ارتباط و پیوند اشاره دارد اما در مورد طلاق عاطفی باید گفت: زمانی آغاز می‌شود که یک رابطه گرم منفک شود و طرح زندگی زوج به جای «ما»، «من» شود. طلاق خاموش همان جدایی زن و مرد است با این تفاوت که آنان در یک خانه زندگی می‌ کنند و از یک غذا می‌ خورند ولی هیچ گونه تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند.

علل عمده شکل‌گیری این نوع طلاق چیست؟

بخشی از این علل را می‌توان در قبل از ازدواج دانست، که به سطح انتظارات فرد از ازدواج بازمی‌گردد. مسلما هرکسی برای خود تعریفی از زن و مرد ایده‌آل خود دارد چه درست و چه غلط. حال اگر آن انتظارات و باورها درست شکل نگرفته باشد و از زندگی واقعی دور باشد، مساله‌ساز می‌شود، مورد دیگر به شناخت اجتماعی درستی از اینکه همسر مناسب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد، بازمی‌گردد اما برخی اصلا به این موضوع اهمیت نمی‌دهند مثلا برای آنکه از خانواده‌اش فرار کند تن به ازدواج می‌دهد در این‌صورت انتخاب ما با خواسته‌هایمان نامتناسب می‌شود مورد دیگر این است که ما پروسه شناخت را صحیح طی نکرده‌ایم. ما یک گزینه را انتخاب کرده‌ایم اما به‌دنبال شناختش نبودیم خیلی از دختر و پسرها در طی این مراحل در رودربایستی قرار می‌گیرند یا دچار حس ترحم می‌شوند اما در نهایت تبعات‌شان را در زندگی می‌بینند. بخشی دیگر از علل وقوع طلاق عاطفی به تجربه‌های مشترک زوج‌ها نسبت به هم بازمی‌گردد. ما با سازه‌های ذهنی‌ای که از زندگی مشترک و همسرمان ساخته‌ایم به زیر یک سقف می‌رویم حال ممکن است این سازه‌ها برآورد نشود و با کوچک‌ترین التهابی از هم پاشیده شود و سازه «من» به سازه «ما» تبدیل نگردد.
بخش دیگری از شکل‌گیری این نوع طلاق به ساخت و محیط و بافت اجتماعی جامعه بازمی‌گردد. وقتی که مردی دو شیفت کار می‌کند چطور می‌تواند یک بستر ایمن را برای همسرش فراهم کند. وقتی گفته می‌شود که از هر سه ازدواج یکی به طلاق منجر می‌شود اینها اتفاقات مهمی است که بر اثر سیاست‌گذاری‌های اشتباه در محیط رخ می‌دهد. از دیگر عوامل سست شدن پایه‌های زندگی، شکل‌گیری نوع دیگری از زندگی مشترک از نوع غیرقانونی و غیرقابل تعریف در جامعه است، هنگامی‌که تعداد دختر و پسر در یک جامعه برابر باشد این یک زنگ خطر است که چند همسری از هر نوعی دیده می‌شود.

یکی از پیچیده ‌ترین سؤال‌ هایی که در باره طلاق خاموش مطرح می ‌شود این است که چرا بسیاری از افراد در آغاز زندگی تفاهم کامل دارند اما پس از چند سال در لاک خود می ‌روند و دیگر کاری به یکدیگر ندارند و یا چه عواملی باعث می ‌شود که کانون یک خانواده به سوی تنهایی و بی‌تفاوتی سوق داده شود و اثرات منفی این‌ گونه رفتار ها بر فرزندان چیست؟

کارشناسان و جامعه ‌شناسان معتقدند اولین جدا یی ها از خود زن و شوهر شروع می ‌شود و می‌ توان گفت وقتی شما عاشقید همیشه به طرف مقابل انرژی می‌ دهد و او را سرشار از احساس خوب بودن می‌ کنید در نتیجه او هم مستعد انرژی دادن می ‌شود طرفین آماده بخشش تسلیم گذشت و فداکاری می ‌شوند ولی اگر پس از مدتی یکی در لاک خودخواهی و خودشیفتگی برود و مداوم از دیگری انرژی بگیرد طرف مقابل که پس از مدتی از انرژی تهی می ‌شود دیگر تن به فداکار نمی ‌دهد.

غیر از این وقتی زن و شوهر از هم رنجش پیدا می‌ کنند و درصدد رفع آن بر نمی‌ آیند باید انتظار داشته باشند که به زودی رابطه ناخوشایندی پیدا کنند. رفع نشدن اختلافات کوچک زن و شوهر را علت طلاق عاطفی می‌داند و می‌گوید: زوجین در ابتدای زندگی مشترک خود اختلافات به ظاهر کوچک دارند. به عنوان نمونه از نظر فرهنگی، طرز تفکر و نگرش به زندگی با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد. اگر این اختلافات رفع نشود و روی هم انباشته شود به مرور ذهن زن و شوهر را به خود مشغول می‌کند و آنان اندک اندک از یکدیگر فاصله می‌گیرند به گونه‌ای که پس از مدتی محبت و صمیمیت روزهای اولیه ازدواج بین آنها کمرنگ می‌شود و اگر تلاش نکنند با گفت و گو و تعامل مشکلات خود را حل کنند و به دیدگاه واحدی برسند، این فاصله بیشتر می‌شود و به طلاق عاطفی می‌انجامد.

استارت طلاق عاطفی از سال اول ازدواج زده می شود.


سال اول زندگی مشترک، خطرناک‌ترین سال است. زوجی که از سال اول عبور کند یعنی گردنه‌های خطر را پشت سر گذاشته است در سال اول چند عامل بسیار مهم است: 1-نقش خانواده‌ها پر رنگ است. 2-هویت خانوادگی و جمعی جدید شکل نگرفته است. 3-عدم استقلال مالی 4-وجود باورهای غلط 5- ساده‌پنداری طلاق: «فوقش طلاق می‌گیرم یا طلاق می‌دهم»، جمله‌ای است که متاسفانه در سال اول زندگی زیاد شنیده می‌شود. 6-جست‌وجوی دیگری: مرور خاطرات گذشته. این عوامل دست به دست هم می‌دهد که سال اول را سال پرالتهابی برای زوج‌ها کند و اگر بخواهیم بدانیم استارت طلاق عاطفی در کجا زده می‌شود، باید در سال اول جست‌وجو کرد.

دلایل اصلی زندگی زوج‌ها در کنار یکدیگر بعد از وقوع طلاق عاطفی چیست؟
آسیب ‌شناسان اجتماعی، 4 عامل عمده را علت‌ های اتفاق نیفتادن جدایی در این خانواده‌ ها می ‌دانند:
1- طلاق در جوامع سنتی مذموم است بنابراین اکثر خانواده‌ ها تلاش می‌ کنند این اتفاق نیفتدد برخی تابع قوانین و سنت‌های خانوادگی‌شان هستند که مثلا عروس با لباس سفید می‌رود و با کفن برمی‌گردد

2- زن و مرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی و پشتیبان عاطفی داشته باشند و چون زن برخلاف مرد انتخاب شونده است درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند.
3- سومین عامل که متأسفانه به ضرر زنان تمام می ‌شود این است که زنان پس از جدایی از سوی جامعه و برخی افراد مورد بی‌ حرمتی قرار می گیرند

4- اهمیت دادن به حرف‌ ها و سخنان اطرافیان است زن و مرد هر چه شناخت شان نسبت به هم بیشتر باشد به نسخه ‌هایی که دیگران می‌ پیچند، کمتر اهمیت می ‌دهند. غیر از این هستند خانواده‌ هایی که از مهم ترین عوامل جدا نشدن شان وجود فرزندان است چنین والدینی از اثرات منفی این شیوه زندگی بر فرزندان شان غافلند زیرا تغییر رفتار فرزندان در شکل‌ های متفاوتی بروز پیدا می‌ کند از اولین نشانه ‌های منفی در فرزندان طلاق خاموش، بی‌ نشاطی، افسردگی و بی‌ حرکتی است افت تحصیلی و بی ‌علاقگی به درس خواندن نیز از عوامل سکوت طولانی میان پدر و مادر است.

5-برخی امید دارند که این اوضاع را می‌توانند به سمت بهبود شدن روابط تغییر دهن

چه توصیه و راهکارهایی برای پیشگیری از وقوع طلاق عاطفی ارایه می‌دهید؟

زوج‌ها باید دست از تلاش برای تغییر دادن یکدیگر بردارند، انسان‌ها را نمی‌شود تغییر داد بلکه باید اولویت‌های خودمان را تغییر دهیم. زوج‌ها در دعوا نباید دنبال مقصر بگردند اینجا نه کسی قاضی است نه وکیل بلکه باید به دنبال آن باشند که هرکسی چقدر در حل مساله سهم دارد. انعطاف‌پذیر و واقع‌گرا باشند و در نهایت اعتقادم بر این است که از طبیعت درس بگیرند شما کدام موجودی را دیده‌اید و می‌شناسید که وقتی مورد تهدید قرار گرفت همان لحظه از خود عکس‌العمل نشان دهد. به جای آنکه حس‌هایمان را تعطیل کنیم، بهتر آن است که به دنبال فعال ‌سازی حواس‌مان باشیم.

زوج درمانی، راهکاری برای کاهش طلاق

یکی از راهکارهایی که تاثیر زیادی می تواند در شفاف سازی، سوء تفاهم زدایی و باز کردن گره زوجین داشته باشد، زوج درمانی است. زوج درمانی رویکردی است که در آن جلسات درمانی مشترک میان زن و شوهر برای تغییر دادن روابط آنان در جهت مطلوب برگزار می شود.

در زوج درمانی آنچه مورد قبول است آن است که مسئله زوج ها مشکل فردی نیست، بلکه مشکل میان فردی است. در زوج درمانی فنون مختلفی استفاده می شود که از جمله آن ها می توان فن انعکاس و روز همراهی را نام برد.

منظور از فن انعکاس آن است که درمانگر از شوهر می خواهد نظرش را در مورد اختلاف خود با همسرش بیان کند و از زن می خواهد تا به سخنان شوهرش به دقت گوش دهد، سپس از وی می خواهد صحبت های شوهرش را تکرار کند.سپس از مرد می پرسد آنچه که زنش گفته همان بوده که او گفته است؟ و اگر نبوده آن ها را تکرار کند. همین کار برای زن هم اتفاق می افتد.

این کار آنقدر ادامه می یابد تا سوء تفاهم بین زوجین برطرف شود و آن ها روش ارتباط صحیح را بیاموزند. در تکنیک روز همراهی، روش کار به اینگونه است که زن قول می دهد در یک روز معین کارهای خوبی و دلخواه همسرش را برای شوهرش انجام دهد بدون آنکه انتظاری از وی داشته باشد و شوهر نیز در یک روز دیگر همین کار را برای زنش انجام می دهد.

با کمک این تکنیک، کم کم سوء تفاهم های زوجین حل می شود و جای خود را به مهر و محبت خواهد داد.

متاسفانه بسیاری از طلاق هایی که در حال حاضر اتفاق می افتد بدون هیچ تلاشی برای بهبود رابطه صورت می گیرد در حالی که تصمیم به طلاق دلایل محکم و قابل توجیه تری را می طلبد. این مسئله زمانی برجسته می شود که فرد پس از طلاق وقتی به رفتارها و اعمال خود و همسرش فکر می کند به نوعی با احساس پشیمانی و گناه روبرو می شود.

0

موضوع جهیزیه در خانواده‌های ایرانی، موضوع عجیبی است! از یک ‌سو در قانون هیچ اشاره‌ای به آن نشده است و حتی طبق قانون ایران، مرد به ‌عنوان رئیس خانواده وظیفه تهیه منزل و وسایل زندگی در حد و شأن همسر را به عهده دارد.

ولی از سمت دیگر بر اساس عرف فرهنگی و اجتماعی در کشور ما، خانواده زوجه عمدتا بخشی (یا حتی تمام) وسایل ضروری (و بعضاً غیرضروری) برای زندگی مشترک دخترشان را فراهم می‌کنند.
نکته قابل‌توجه در این است که مالکیت وسایلی که زن به خانه شوهر می‌آورد در اختیار زن است و مرد تنها به‌عنوان یک امین، می‌تواند از این وسایل استفاده کند. وقتی می‌گوییم که مالکیت جهیزیه برای زن است، بدین معناست که زوجه در هرزمانی می‌تواند آن را مطالبه کرده و هر اقدام مالکانه‌ای را نسبت به اموال خویش انجام دهد، مثلا آن‌ها را به فروش رساند، هدیه دهد، تخریب یا مفقود نماید و یا استرداد جهیزیه را بخواهد.
البته در شرایط عادی، تقریبا هیچ زنی به فکر استرداد جهیزیه خودش نخواهد بود و زن و شوهر به‌صورت دو شریک واقعی کنار هم زندگی می‌کنند، اما داستان زمانی جنجالی خواهد شد که موضوع طلاق (آن‌هم از نوع لج و لجبازی) مطرح بشود، که لازم است طرفین با حقوق خود آشنا باشند.
درواقع اگر زنی ادعا کند که وسایل خانه متعلق به اوست، باید بتواند با شهادت شهود و لیست سیاهه جهیزیه که به امضای مرد هم رسیده باشد، برای پس گرفتن آن‌ها اقدام نماید. اما برخی از خانواده‌ها در ابتدای ازدواج، اقدام به تهیه این لیست سیاهه نمی‌کنند (شاید از ابعاد حقوقی ماجرا بی‌اطلاع هستند و یا رودربایستی‌های ابتدای ازدواج این امر را دشوار می‌کند).
درصورتی‌که لیست اموال موجود نباشد، زوجه که خواهان دعوی استرداد جهیزیه می‌باشد، لازم است دلایلی مبنی بر این‌که چه وسایلی را به منزل زوج برده است، به دادگاه ارائه نماید. ازجمله این دلایل فاکتورهایی است که در هنگام خرید وسایل صادر شده است. اگر این مورد نیز در دسترس نباشد حل مشکل تا حدودی پیچیده می‌شود. آخرین راه‌حل شهادت شهود است که مسلماً شهود از جزئیات وسایل اطلاع دقیق ندارند.
بنابراین دلایل و مدارکی که زوجه به دادگاه ارائه می‌نماید عبارت است از لیست اموالی که توسط شوهر قبول شده و امضا شده است و یا فاکتورهایی که ایشان برای خرید جهیزیه دریافت نموده‌اند و یا استشهادی که توسط افرادی که جهیزیه و انتقال آن را به منزل شوهر مشاهده نموده و حاضرند در دادگاه ادای شهادت نمایند.
نکته دیگر اینکه همان‌طور که گفته شد مرد نسبت به اموال مذکور نقش امین را دارد و اموال در دست او امانت هستند؛ بنابراین درصورتی‌که مرد هر یک از وسایل جهیزیه را فروخته باشد و یا هرگونه تصرفی در آن کرده باشد، ملزم به جبران خسارت وارده به همسر خود است؛ اما اگر از بین رفتن جهیزیه غیرعمدی باشد، دردسری متوجه مرد نیست. به‌عنوان‌مثال ممکن است کل وسایل برقی زن در اثر نوسان برق بسوزد. در چنین حالتی مرد موظف است برای ادامه زندگی وسایلی متناسب با شأن زن تهیه کرده و در خانه او قرار دهد. اما زن دیگر نمی‌تواند در این موارد درخواست استرداد جهیزیه خود را نماید. چراکه جهیزیه وی بدون اینکه مرد تقصیری داشته باشد از بین رفته است.
زن می‌تواند هر زمان چه در هنگام زندگی مشترک چه در حین طلاق و چه بعد از طلاق جهیزیه‌ای را که به منزل شوهر آورده است مطالبه نماید. برای این کار باید دادخواستی به دادگاه ارائه نماید. برای تعیین دادگاه صالح نیز باید گفت اگر جهیزیه مذکور زیر 20 میلیون تومان باشد دادخواست باید به شورای حل اختلاف ارائه گردد. در غیر این صورت دادخواست در صلاحیت دادگاه خانواده می‌باشد. هرچند معمولا چون منظور از دادخواست بازپس‌گرفتن اموال است، در صورت بیشتر بودن مبلغ جهیزیه از نصاب مذکور نیز غالبا بانوان و وکلای آن‌ها مبلغ را کمتر از 20 میلیون تقویم می‌کنند تا در شورای حل اختلاف مورد رسیدگی قرار گیرد. چراکه رسیدگی در شورا دارای هزینه کمتر و همچنین مدت زمان کمتری است.

نکته های که در این موارد وجود دارد، حق مرد برای دفاع از خود در شورا یا دادگاه می‌باشد. مرد باید در این موارد به دادگاه مراجعه کند و درصورتی‌که قسمتی از جهیزیه قبلا از بین رفته است یا توسط زن فروخته شده است یا به هر دلیلی بدون دخالت مرد از بین رفته، لیست این موارد را به دادگاه ارائه نماید. در غیر این صورت محکوم‌به پرداخت کل جهیزیه می‌شود.
همچنین بانوان می‌توانند به‌ محض ارائه دادخواست استرداد جهیزیه درخواست تأمین خواسته را بنمایند تا مرد نتواند اموال مذکور را جابه‌جا نموده یا به فروش برساند. بنابراین اگر آقایان با موردی مواجه شدند که زن جهیزیه خود را از آن‌ها دریافت نمود اما جهت حضور در دادگاه هیچ اخطاری به آن‌ها نشد احتمالا مورد از موارد دستور موقت بوده است. در این موارد حتما باید به دادگاه مراجعه کرده و از زمان دادگاه مطلع شوند تا بتوانند در موعد مذکور از خود دفاع نمایند و مجبور نشوند که هزینه وسایلی را بپردازند که از بین رفته است.
در مقابل درصورتی‌که قسمتی از وسایل توسط مرد از خانه خارج شود زن می‌تواند از دادگاه بخواهد که مرد را مجبور به بازپس‌دادن آن‌ها یا پرداخت قیمت آن‌ها نماید. در این صورت دادگاه کارشناسی تعیین می‌نماید که قیمت وسایل را مشخص کند و قیمت این وسایل از مرد دریافت می‌شود.
در مجموع باید عنوان کرد که دعوای استرداد جهیزیه یکی از دعاوی است که در صورت اقدام به‌موقع زن در این خصوص و دریافت دستور موقت می‌تواند به‌ سرعت و با هزینه کم به نتیجه برسد اما باید عنوان داشت که طول رسیدگی می‌تواند در برخی از موارد تا چند ماه نیز به طول انجامد، چون این دعوا نیز مانند سایر دعاوی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه می‌باشد.