امروز یکشنبه 29 دی 1398
cloob24.com

در این مطلب شما را با میکرو والت Coinpot یا کیف پول واسط Coinpot (کوین پات) آشنا می شوید که می تونید به صورت کاملا رایگان شروع به جمع آوری رایگان ارزهای دیجیتال نظیر بیت کوین، دوج کوین، بیتکوین کش، لایک کوین و.کنید با جمع آوری رایگان این ارزها و ذخیره سازی در کیف پول مجازی و سپس نقد کردن آن در صرافیها می توانید به درآمد خوبی دست پیدا کنید.

خلاصه کار به این صورت می باشد که هم اکنون 7 سایت به این کیف پول کوین پات متصل می باشد. و درآمد شما نیز مستقیم و آنی و بدون نیاز به درخواست واریز به کیف پول کوین پات منتقل می شود.
برای تسریع در ثبت نام در سایتها ابتدا با کلیک بر روی لینک زیر در سایت bonusbitcoin عضو شوید که هر 15 دقیقه بیتکوین رایگان می گیرید. با ثبت نام در این سایت کیف پول کوین پات شما نیز به صورت اتوماتیک ایجاد می شود با همان نام کاربری و رمز عبور.

http://bonusbitcoin.co/?ref=5ECC27888ED3

آدرس کیف پول شما نیز https://coinpot.co می باشد.

نکته مهم: وقتی حساب باز کنید به صورت اتوماتیک در 5 سایت زیر نیز حساب شما ایجاد می شود و برای ورود به سایتهای زیر فقط کافیست با ایمیلی که در coinpot عضو شده اید وارد سایتهای زیر شوید. ارزهای زیر در حساب این سایتها هر 5 دقیقه جمع می شود و تنها کار شما این است که هر 5 دقیقه یا هر ساعت یا هر روز یا هر چند روز به سایت بروید و با فشردن دکمه claim آنها را به حساب coinpot منتقل کنید.

اما هر چه در فواصل کمتری به سایت مراجعه کنید بیشتر می توانید برداشت کنید. و نهایتا نگذارید بیشتر از 24 ساعت بگذرد زیرا درصد وفاداری روزانه (Daily Loyalty Bonus) را از دست می دهید. در طی هر روز فعالیت هر روز یک درصد به مقدار دریافتی شما افزوده می شود تا دریافتی شما دوبل شود در طی 100 روز.


1- بیتکوین (BitcCoin)2- بیتکوین کش (BitcCoinCash)3- لایت کوین (LiteCoin)
moonbitmoonbchmoonlite
4- دوج کوین (DogeCoin)5- دش کوین (DashCoin)
moondogemoondash
و همچنین در سایت کسب بیتکوین رایگان زیر که بسیار هم درآمد زا می باشد نیز یک ثبت نام ساده انجام دهید و با همان ایمیل coinpot حتما باید عضو شوید. و هر 3 دقیقه می توانید به سایت سر بزنید و ساتوشی های جمع شده را برداشت کنید.
کوین پات به تازگی نیز امکانات جدیدی برای درآمد زایی بیشتر به سایت اضافه کرده با نام توکن کوین پات که در هر بار claim در 7 سایت 3 توکن رایگان نیز در کیف پول کوین پات افزوده می شود که این توکنها را میتوانید به بیتکوین و یا سایر ارزها تبدیل کنید.
بنابراین اگر بتوانید هر 5 دقیقه در همه سایتها claim کنید توکنهای بیشتری هم نصیب شما خواهد شد.
تموم سایتهای بالا که ذکر کردیم تضمینی هستند و شما می توانید به راحتی توی چند روز حداقل تا 10 هزار تا ساتوشی برداشت داشته باشید.
در ادامه و روزهای آینده سعی می کنیم سایتهای بیشتری را به شما معرفی کنیم که شما با یه گوشی موبایل هم بتونید این سایتها رو چک کنید و ازشون درآمد داشته باشید.
0

مساله: ثابت کنید مجموع زوایای خارجی هر n ضلعی محدب 360 درجه است.

اثبات: می دانیم مجموع یک زاویه داخلی و یک زاویه خارجی که در یک راس مشترک

هستند 180 درجه می باشد. پس مجموع کل زوایای داخلی و خارجی 180n خواهد بود:

0

مجموع زاویه های داخلی

یک چند ضلعی

= 180(n - 2)
(n = تعداد ضلع)


چرا این فرمول را به کار می بریم؟.

فرض کنید که شما یک تیر وکمان دست شماست. وروی راس A این 5 ضلعی ایستادید

به شما می گویند به دور راس طرفین خودتانB و E شلیک نکنید و ولی به راس های روبرو شلیک کنید.

می بینید که 3 مثلث تشکیل می شود.

می دانیم که مجموع زاویه های یک مثلث= 180°

پس مجموع زاویه ها در 5 ضلی: 540= 3 × 180

نکته:می بینیم که یک 5 ضلعی از 3 مثلث درست شده یعنی 2تا کمتر از تعداد ضلع
از این الگو استفاده می کنیم از تعداد ضلع 2 واحد کم می کنیم.

(n - 2) که تعدا دمثلث به دست می آید.

هر مثلث هم =
180°

پس فرمول مجموع زاویه های داخلی در هر چند ضلعی:
180×(n - 2


کاربرد فرمول

در اینجا انواع مسئله پیش می آید::

1. گاه سوال داده می شود که مجمو ع زاویه های داخلی چند ضلعی چند درجه است؟
2. گاه سوال می شود تعداد ضلع را محاسبه کنید.

نکته: وقتی سوال در رابطه با زاویه های داخلی چند ضلعی ها مطرح می شود دقت کنید که از شما چه خواسته؟ ودر کاربر فرمول دقت کنید و هر چه در سوال آمده در فرمول جایگزین کنید: به هر یک از کلمه های مجموع, زاویه های داخلی, , زاویه های خارجی، یا حتی یک زاویه داخلی یا یک زاویه خارجی و، درجه،تو جه شود.


مثال 1: مجموع زاویه های داخلی یک 8 ضلعی چند درجه است؟.

یک 8 ضلعی 8 ضلع دارد. پس:n = 8. فرمول زیر:

درجه (n - 2)180 = 180(8 - 2) = 180×(6) = 1080.

مثال 2: اگر مجموع زاویه های داخلی یک چند ضلعی = 720° باشد تعداد ضلع چند تاست?

ما مقدار 720°درجه مجموع زاویه های داخلی را داریم , میخواهیم n را محاسبه کنیم.

n - 2)×180 = 720)
n - 2 = 4
n = 6

فرمول =
4=180÷ 720
2را با 4 جمع می کنیم =6

تمرین با پاسخ
1.مجموع زاویه های داخلی 6 ضلعی=:
360°
540°
720°



2.مجموع زاویه های داخلی 9 ضلعی?
1080°
1260°
1620°


3.مجموع زاویه های داخلی یک چند ضلعی= 900°, تعداد ضلع چند تا?
7
9
10


4.اگر مجموع زاویه های داخلی چند ضلعی= 2160° باشد تعداد ضلع چند تا?
14
16
18


5.اگر مجموع زاویه های داخلی چند ضلعی= 1440° باشد تعداد ضلع چند تا?
8ضلعی
9 ضلعی
10 ضلعی
0

به خاطر دارید که مجموع زاویه های چند ضلعی از فرمول زیر استفاده می شود.

مجموع زاویه های داخلی چند ضلعی
= 180(n - 2)

وقتی n = تعداد ضلع چند ضلعی بنامیم.

یک چند ضلع را منتظم می گوییم که

اندازه طول ضلعها با مساوی باشند و همچنین اندازه زاویه ها هم با هم مساوی باشند.

در حقیقت متساوی الاضلاع هستند و همچنین شکل متقارن است.


می خواهیم مجموع زاویه های داخلی یک 5 ضلعی را محاسبه کنیم..
مجموع زاویه های 5 ضلعی , اگر تعداد ضلع n = 5در داخل فرمول

()= n - 2) × 180

540°= 180×(3) = 180×(5-2) =

در چند ضلعی های منتظم که اندازه ضلعها با هم و زاویه ها باهم مساویند.

برای محاسبه هر زاویه داخلی 5 ضلعی، مجموع 540º را برتعداد ضلع (5)تقسیم می کنیم تا اندازه یک زاویه داخلی به دست آید.
108° = 5 ÷ 540°

پس اندازه هر زاویه داخلی 5 ضلعی 108 درجه هست.

حالا با توجه به مطالب بالا،فرمول جدیدی برای اندازه یک زاویه داخی چند ضلعی

ارائه می کنیم....

اندازه یک زاویه داخلی "چند ضلعی منتظم " =


وقتی n = تعداد ضلع چند ضلعی بنامیم.

توجه: اگر

مواظب باشید! اگر چند ضلعی نامنظم باشد (یعنی اگر اندازه طول ضلعها نامساوی واندازه زاویه ها هم نامساوی باشد،نمی توانید برای محاسبه یک زاویه داخلی چند ضلعی نامنظم از فرمول بالا استفاده کنید..
چند ضلعی نامنظم باشد = فرمول را به کار نبرید!

مثال

سوال را با دقت بخوانید ببینید کلمه به کلمه چه می گوید تا از سوال متوجه شوید چه می گوید.


1.اندازه یک زاویه داخلی 12 ضلعی منتظم را محاسبه کنید.

از فرمول استفاده می کنیم وداشته ها را در فرمول جایگزین می کنیم..
تعداد ضلع, n = 12.



2.اندازه هر زاویه داخلی یک چند ضلعی 135°هست. تعداد اضلاع چندتاست؟

  • اول , sادنزه هرزاویه135 درجه را که داریم در فرمول بگذارید.
  • طرفین وسطین کنید(حالت پروانه ای).
  • (البته شما کلاس ششم هنوز معادله نخواندید.)
  • (ازراه حدس وآزمایش یا جدول نظام دار تعداد ضلع را در تساوی بگذارید.)
0
تعداد صفحات: 23 صفحه

فهرست مطالب:

مقدمه

تعریف

صدا بندی ساختمان

عایق بندی کف

عایق بندی دیوارها

عایق بندی پنجره ها

انواع عایق صوتی

پلی استایرن

پشم شیشه

کف‌شیشه

پشم‌سنگ

بتون لیکا

دیوار های پوششی کناف

عایق صوتی سربی

کاشی وصفحات ساخته شده از فیبر های سلولوزی

کاشی های ساخته شده از فیبر های معدنی

تایل های ساخته شده از فیبر های معدنی

کاشی های فلزی سوراخ دار

اندود های آگوستیکی

قیمت: 10000 تومان - خرید
0

قانون کلی به جدول زیر توجه کنید هر بار یک ضلع به شکلها اضافه می کنیم. 180 درجه به مجموع اضافه می شود.

نام شکل

تعداد ضلع

مجموع زاویه های

داخلی

هر یک زاویه

مثلث

3

180°

60°

4 ضلعی

4

360°

90°

5 ضلعی

5

540°

108°

6 ضلعی

6

720°

120°

7 ضلعی

7

900°

128.57...°

8 ضلعی

8

1080°

135°

...

...

...

...

چند ضلعی

n

(n-2) × 180°

(n-2) × 180° / n

با توجه به جدول اگر 2 را از تعداد ضلع n کم کنیم تعداد مثلت داخل چند ضلعی به دست می آید. که تعداد مثلث را در 180 درجه ضرب کنیم.چرا عدد 2 را کم کنیم؟زیرا با 2 ضلع مثلث نمی سازیم.

مثال: مجموع زاویه های داخلی یک 10 ضلعی چند درجه است؟ و هریک زاویه چند درجه است؟


مجموع زاویه ای داخلی چند ضلعی= n-2) × 180°)
(n-2) × 180 حالا پاسخ را بر تعداد ضلع تقسیم کن یک زاویه داخلی می شود.
اگر پاسخ را از 180 کم کنی یک زاویه خارجی می شود.
با توجه به جدول اگر 2 را از تعداد ضلع n کم کنیم تعداد مثلت داخل چند ضلعی به دست می آید. که تعداد مثلث را در 180 درجه ضرب کنیم.چرا عدد 2 را کم کنیم؟زیرا با 2ضلع مثلث نمی سازیم.مثال:مجموع زاویه های داخلی یک 10 ضلعی چند درجه است؟ و هر یک زاویه چند درجه است؟
(n-2) × 180° = (10-2)×180° = 8×180° = 1440° =
مجموع زاویه ها 1440 درجه است. و 1440 را بر10 تقسیم می کنیم تا یک زاویه به دست آید.
1440°/10 = 144° که یک زاویه 144 درجه است.
0
برخی از امکانات کاربردی:
ابزارهای نوشتاری و طراحی آموزشی
با استفاده از این سامانه می توانید کلیه تدریسها ی کلاس را با صوت معلم را با حجمی بسیار کم را آرشیو کرده و تدریس آموزش مجازی را روی وب سایت مدرسه پخش نمایید و دانش آموزان غایب و دانش آموزان سایر کشور به صورت مستقیم از آن بهره برده و مطالب را ذخیره سازی کند.
سهولت در ترسیم اشکال هندسی بصورت 2 بعدی و 3 بعدی با نمایش اندازه ی ابعاد و درون خالی یا پر شده
نمایش نمودارهای سینوسی
استفاده از ابزارهای مورد نیاز در هندسه و ریاضیات مانند گونیا, نقاله , پرگار و کولیس و ریز سنج
تغییر اندازه ابزار های مورد استفاده مثل نقاله
پخش فیلم بر روی محتوای برنامه
آموزش زبان انگلیسی با استفاده از تصاویر برای آموزش و محتوای بهتر
استفاده از وسایل آزمایشگاهی برای تدریس با امکانات بسیار جالب و متنوع و توضیح در مورد هر کدام از آنها.
نمایش نقشه های جغرافیایی با کیفیت بسیار بالا.
پخش مباحث آموزشی به صورت زنده بر روی اینترنت.
نمایش سه بعدی کتاب و امکان ورق زدن با استفاده از قلم.
جذاب نمودن آموزش با حرکات انیمیشنی وشخصیت ها.
اجرای آزمایش های شیمی و فیزیک به صورت مجازی و کاملا بی خطر و نیز عدم نیاز به تعویض و جایگزینی مواد بعد از مدت زمان معینی و پرداخت هزینه های بالای مواد
برخی از نمونه ها را نمی توان در آزمایشگاه ها داشت ولی در آزمایشگاه های مجازی این سامانه می توان به راحتی به تجزیه و تحلیل آن های به صورت عینی پرداخت مانند معده انسان.
در آزمایشگاه های مجازی فیزیک این سامانه می توان قوانین را با امکانات بسیارجالب و ملموس برای دانش آموزان تشریح نمود. مانند شتاب, شیب, انرژی, حرکت پاندول و یا انتشار امواج.
در این سامانه کلیه مباحث قرآنی و آموزش قرآن به صورت تعاملی قابل انجام است.
روش صحیح قرائت, آموزش قواعد تجوید و به طور کلی تمام قواعد مورد نیاز
مبحث جغرافی با تصاویر هوشمند و قابل تعامل با دانش آموز
در بخش ریاضیات این سامانه، نمایش ابزار و عملگر های محاسبه به گونه ای کاملا متفاوت ونوین و جذاب برای دانش آموزان موجود است
در این سامانه, کلیه آموزشها و موارد فوق توسط دبیر به صورت تصویری و صوتی از طریق اینترنت, حتی dial up در هر نقطه ای از کشور قابلیت دریافت و پخش دارد. و در حد اعلای یک مدرسه الکترونیک که مجازی شده است قابلیت پخش مستقیم تحت وب سایت مدرسه در جهان را دارا می باشد
کلید پیشرفت جوامع امروزی در دست آموزش و پرورش است. اگر نظام تعلیم و تربیت با بحث‌های نظری مشغول گردد و با روش‌های ناکارآمد و قدیمی راه خود را ادامه دهد یقیناً همه ابعاد جامعه با رکود فراگیر روبرو خواهند شد.
یا در جهانی که امروزه عمر بحث‌های علمی و نظریه‌های آن کوتاه شده و بسیار سریع دچار تغییر می‌گردد؛ روا است با همان روش‌های قدیم دستگاه عظیم آموزش و پرورش هدایت و راهبری شود؟ آیا ابزار و ساز و کارهای موجود در مدارس جوابگوی نیاز های نسل جدید می باشد؟
آیا اهداف جهان مدرن با ابزار و امکانات غیرمدرن قابل دستیابی است؟
آیا احساس دانش آموزان در هنگام ورود به مدرسه و به هنگام خروج از آن قابل مقایسه است؟!
باید مدارس امروز برای عصر اطلاعات طراحی شود. اولین گام در این راستا چند رسانه‌ای کردن مدارس است.
مدرسه هوشمند، یک پیشنهاد عملی و هدفمند برای اجرای پیشرفته ‌ترین روش‌های آموزشی نوین و نگاه علمی به وضعیت کنونی نظام آموزشی کشور است.
در مدرسه هوشمند آموزش نیز هوشمند است، آموزش هوشمند به فکر کردن، خلاقیت و توانایی‌های دانش‌آموزان توجه ویژه دارد.
مدرسه هوشمند مؤسسه آموزشی است که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام یافته عمل کرده تا کودکان را برای عصر اطلاعات آماده سازد.

در اینجا ما جدیدترین سامانه های محتوی آموزشی هوشمند که چندی است در مدارس هوشمند ژاپن در حال استفاده است را معرفی می کنیم:

وایت برد هوشمند Smart Board
وایت برد هوشمند یا اینتراکتیو، صفحه وایت برد مانندی است که می تواند به عنوان وایت برد عادی، صفحه نمایش ویدئو پروژکتور یا کپی برد الکترونیکی به کار گرفته شود. ولی عموماً از آن برای کنترل لمسی نمایشگر استفاده می گردد. به بیان دیگر، به جای استفاده از موس برای کنترل نمایشگر، از ابزارهای لمسی از جمله انگشت یا قلم های مخصوص استفاده می شود. وایت برد هوشمند تنها زمانی کار می کند که تصویر تولید شده از طریق کامپیوتر توسط ویدئو پروژکتور به آن تابانده می شود. سپس عملی توسط انگشت یا قلم روی صفحه وایت برد انجام می گردد. تصویر تولید شده توسط کامپیوتر تفسیر می گردد نتیجه این تعامل کنترل کامپیوتر توسط وایت برد هوشمند است.

وایت برد هوشمند Smart Class LT
دستگاه کوچک 200گرمی است که در کنار ویدئو پروژکتور های شما (از هر نوع) قرار می گیرد و به شما این امکان را می دهد بر روی تصویری که روی دیوار یا پرده انداخته اید به صورت لمسی و هوشمند کار کنید و از دنیای امکانات آموزشی شامل کتاب های درسی، آزمایشگاههای مجازی و... استفاده کنید. این دستگاه علاوه بر لمسی کردن ویدئو پروژکتور ها، قابلیت لمسی کردن انواع LCD های خانگی یا اداری را نیز دارد.

مزایای دستگاه Smart Class در مقایسه با برد های هوشمند (Smart Board)
برد های هوشمند حساس، حجیم و جا گیرند و به صورت ثابت در کلاس نصب می شوند، دستگاه Smart Class کم وزن است و به صورت سیار در تمام کلاس ها استفاده می شود.
برد هوشمند به تجهیزات جانبی نیاز دارد که مجموعاً بسیار گران تمام می شود اما Smart Class نیاز به تجهیزات جانبی نداشته و حداکثر یک پنجم برد هوشمند هزینه دارد.
برد های هوشمند ابعاد ثابتی دارند که در دسترس کاربر قرار می گیرند و بسیار آسیب پذیر هستند اما Smart Class به هیچ عنوان در دسترس کاربر نیست.
برد های هوشمند منحصراً با درایور و نرم افزار خاص خود قابل اجرا هستند اما با Smart Class هر تصویری که دیتا پروژکتور پخش می کند بدون نیاز به نرم افزار خاصی لمسی می شود.
تا کنون برای هوشمند کردن کلاس های آموزشی به برد هوشمند نیاز بود که علاوه بر معایبی که ذکر شد هزینه آن با تجهیزات جانبی برای هر کلاس به 6 میلیون تومان می رسید اما با لمسی کردن تصویر ویدئو پروژکتور ها توسط دستگاه Smart Class از هر نوعی نیازی به چنین هزینه های گزافی نیست.
0
نظارت و کنترل یعنی، بازدید و مراقبت از طرز پیشرفت اجرای عملیات با مقایسه با وضع مطلوب و تغییر و تصحیح عملیات به منظور جلوگیری از انحراف از تحقق اهداف سازمان آموزشی است.
نظارت و کنترل آموزشی

تعریف فوق، از دو قسمت تشکیل شده است:

قسمت اول آن مربوط به کسب اطلاعات از طریق مشاهده و بررسی وضع موجود و تعیین پیشرفت کارها با مقایسه با وضع مطلوب است که نظارت نامیده می شود.

قسمت دوم تعریف به معنی بازگردانیدن سیستم آموزشی به شکل درست و مطلوب آن از طریق کارهای تصحیح کننده است که یک جریان عملیاتی و اجرائی می باشد.

پس به طور کلی، نظارت یک امر مشاهده ای و پژوهشی است که در نهایت به کسب اطلاعات از وضع موجود و مقایسه آن ها با شکل مطلوب منجر می شود. چنان چه در مقایسه با وضع مطلوب، انحراف یا مشکلی مشاهده شود، با اعمال کنترل، مدرسه به وضع درست مورد نظر بر می گردد. چه بسا به علت عدم مشاهده انحراف، نیاز به کنترل و تصحیح عملیات نباشد.

بنابراین، نظارت مقدم بر کنترل و به عبارتی مهم تر از آن می باشد، به همین دلیل با نظارت های درست و مستمر، شاید به اعمال کنترل نیازمند نباشیم.

نظارت و کنترل چهار مرحله اساسی به شرح زیر دارد:

١- تعیین معیارها یا استانداردهای عمل:

معیار یا استاندارد بیان کننده و توضیح دهنده انتظارات ما از یک کار به خصوص، اندازه، سطح، کمیت، کیفیت، و یا محدودیت های آن می باشد. معمولاً، استانداردهای عملکرد سعی می کنند به سؤالاتی چون " کار روزانه منصفانه چقدر است؟ " و " چه اندازه از خوبی کار خوب است؟ " پاسخ دهند. این معیار ها ممکن است از اهداف سازمان، نیازهای مشتریان و جامعه و بازار کار، توان انجام کار افراد و سایر ضرورت ها استخراج گردد.

٢- سنجش و اندازه گیری عملیات و عملکرد جاری:

اندازه گیری عملیات و عملکرد از طریق جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ها انجام می گیرد. این اطلاعات شامل اطلاعات مالی، کیفیت تولید، کمیت عملکرد، وضعیت ابزار و وسایل، روحیه پرسنل و سایر بر آوردها و پیش بینی ها انجام می شود.

نظارت و کنترل آموزشی

٣- مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب:

این قسمت از طریق مقایسه اطلاعات بدست آمده در رابطه با وضع موجود و موارد ذکر شده در مرحله دوم با معیارها یا استانداردهای عمل که در مرحله اول اشاره شد انجام می گیرد. نتیجه نهایی این مرحله کشف میزان انحراف از یا انطباق با معیارها می باشد.

4- اقدامات تصحیحی:

اقدامات تصحیحی مجموعه عملیات یا رفتارهایی است که رفتارهای انحرافی را به وضعیت مطلوب باز می گرداند که ممکن است شامل اقداماتی چون اصلاح، تغییر، آموزش، گزینش، انگیزش، زدایش، سانسور و غیره باشد.

برگرفته از کتاب رهبری و مدیریت آموزشی – نوشته دکتر سید محمد میر کمالی

0
برنامه ریزی آموزشی برای غنای فرهنگی و اعتلای کیفیت زندگی لازم و بقاء رشد و کمال انسانی و اجتماعی به آموزش پرورش و برنامه آموزشی آن متکی است و امری حیاتی شمرده می شود. از طرفی برنامه ریزی متضمن داشتن هدف، بسیج نیروها، هماهنگی فعالیتها و افزایش باز دهی و سرمایه بوده و نداشتن آن موجب نابسامانی و از هم گسیختگی امور و اتلاف نیروی کار، بودجه و زمان خواهد شد.

از اینرو است که برنامه ریزی آموزشی اهمیت مضاعف یافته و امر حیاتی را در رشد و تداوم توسعه دارد.

ضرورت برنامه ریزی برای هر سازمان و موسسه به اندازه ای روشن است که نیاز به تبیین و توجیه ندارد و برنامه ریزی برای سازمان به اندازه تنفس برای یک موجود زنده اهمیت دارد. برنامه ریزی بدون رعایت اصول برنامه ریزی معنایی ندارد چرا که این اصول راهنمای عمل بوده و در جریان تهیه و اجرای برنامه های آموزشی تاثیر زیادی دارد.

یک برنامه ریز تا زمانی که سیر حرکت خود را به خوبی نشناسد موفق نخواهد شد بدون شک هر اندازه برنامه ریزان نسبت به واقعیت ها آگاهی بیشتری کسب کنند و در خصوص تاثیر پذیری برنامه ها از واقعیات شناخت بیشتری و دقیق تری داشته باشند و واقع بینی در برنامه ریزی ها لحاظ شود می توانند به موفقیت برنامه هایشان امید وار باشند.

برنامه ریزی آموزشی: در فرآیند برنامه ریزی قبل از هر اقدامی باید هدفهای آموزشی برای توسعه آموزش از نظر کمی و کیفی، در طول زمان مورد نظر بعنوان نخستین مرحله تدوین شود یعنی اهدافی که در جریان اجرای یک برنامه آموزشی میخواهیم بدان دست یابیم مشخص گردد سپس منابع مورد نیاز برای تحقق بخشیدن به هدفهای آموزشی تعین شود و این مرحله شامل پیش بینی منابع آموزشی، امکانات آموزشی، اقتصادی و مالی مورد نیاز یرای اجرای یک برنامه است که بدون در نظر گرفتن آن تحقق اهداف آموزشی میسر و ممکن نخواهد بود. تعیین منابع مورد نیاز در برنامه آموزشی نیزهمانند اهداف از دو جنبه کمی و کیفی برخوردار است. تعیین منابع در واقع آزمون تلخی است که برای سنجش میزان واقع بینانه بودن مرحله نخست تدوین اهداف برنامه های آموزشی. اگر تعداد نیروهای انسانی مورد نیاز، امکانات آموزشی و میزان بودجه مورد نیاز تخصیص و تامین نگردد تمام معادلات و محاسبات را مختل خواهد کرد برای رسیدن به برنامه ریزی معقول در فرآیند برنامه ریزی که در مرحله بعدی قرار دارد تعیین اولویت و نیازهای لازم برای اجرا یک برنامه می باشد تا براساس آن سیاستگذاری و طراحی صورت گیرد و راهبردهای اجرایی پیشنهاد گردد بعد از این مرحله، مرحله حساس اجرایی و پیاده کردن اهداف سیاستها خواهد بود. در فرآیند برنامه ریزی آموزشی موفق میزان درهم تنیدگی مراحل و سایر عوامل سازمانی ارتباط مستقیمی دارد و جز لاینفک توسعه و پیشرفت سازمانی است. بعد از اجرا در مرحه آخر برنامه های آموزشی و شاید مهمترین این مراحل ارزشیابی و ارزیابی مراحل و جمع بندی و گرد آوری آمار و اطلاعات برای بهبودی وضعیت موجود می باشد.

البته نباید تلقی کرد که ارز شیابی بعنوان آخرین مرحله ارزش کمتری دارد بلکه باید این امر در پایان تمام مراحل و بصورت موردی صورت گرفته تا کم و کاست برنامه ریزی مشخص گردیده و نقاط قوت و ضعف آن مشخص گردد و در این خصوص سیاستهای لازم اتخاذ گردد در اینجاست که زنجیره برنامه ریزی آموزشی به ارزشیابی آموزشی منتهی می شود.

در واقع فرآیند برنامه ریزی محصول برقراری تعامل و ارتباط بین وضع مطلوب آموزشی و وضع موجود در نظام آموزشی بوده که برنامه ریزان آموزشی باید درفرآیند برنامه ریزی این تعامل و تعادل را در تمام مراحل برقرار نمایند.

0
مقدمه
در سه دهه ی گذشته، کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، با فراز و نشیب های فراوانی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی مواجه بوده اند. در رویارویی با بسیاری از چالش های بالقوه ی آینده، سیستم آموزشی به عنوان سرمایه ای ضروری در تلاش برای تحقق یافتن اهداف مربوط به توسعه، تلقی می گردد و مهم ترین ابزار موجود برای پیشبرد و واقعیت بخشیدن به آرمان های هر ملت می باشد.
در سپیده دم قرن جدید چشم انداز آن حزن و امید را بر می انگیزد، لازم است همه ی انسان ها مسوولانه به اهداف و ابزار تعلیم و تربیت توجه کنند. چالش های بزرگ در تمامی ابعاد وسیع جامعه، چشم اندازی از ضرورت نو شدن، احیاء و ابداع را به ما نشان می دهد. چگونه ممکن است این چالش های بزرگ، توجه سیاستگزاری های آموزشی را جلب نکند؟
برای رسیدن به این هدف، باید به تنش های اصلی روبرو شویم و بر آنان فائق آییم، تنش میان جوامع جهانی و محلی، تنش های همگانی و فردی، تنش میان سنت و تجدد، تنش میان ملاحظات دراز مدت و کوتاه مدت و بالاخره تنش میان توسعه ی فوق العاده ی دانش و ظرفیت تطابق بشر با آن و در نهایت، عامل همیشگی دیگر، تنش میان معنویات و مادیات است که غالباً جهان بدون شناخت آن آرزوی دستیابی به آرمان ها و ارزش ها که ((اخلاق)) نام دارد را در سر می پروراند.
در این جا وظیفه ی متعالی سیستم آموزشی و اهمیت جایگاه آن مشهود و مشخص می گردد
و این گفته اغراق نیست که بقای انسان ها به اجرای این وظیفه، بستگی دارد.
رسالت آموزش و پرورش، توان بخشیدن به فرد فرد انسان ها در جهت توسعه ی کامل استعدادهای خود و نیز شناخت توانمندی های خلاق خود است و این هدف از سایر اهداف متعالی تر می باشد. حصول این هدف هر چند دشوار و طولانی است، اما سهمی ضروری در جهت جستجوی جهانی عادلانه تر و بهتر برای زیستن به شمار می رود. این امر زمانی تحقق خواهد یافت که همه چیز سر جای خود قرار گیرد.
بهره گیری صحیح از سیاست های اصلاحی به دور از هر گونه افراط و تفریط و یا تعصب کورکورانه می تواند دگرگونی های مثبتی را در سیستم آموزشی ایجاد کند. کوشش در جهت اصلاحات آموزش و پرورش، مشروط بر ایجاد هماهنگی و تجانس در لایه های مختلف نظام آموزش، قرین با توفیق خواهد بود. در این راستا، قبل از هر گونه اقدامی ضرورت دارد که ویژگی های آموزش
و پرورش کارآمد مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

نیم نگاهی به برنامه ریزی آموزشی
با نگاهی به روند کمی و کیفی آموزش و پرورش در سطح جهان و به ویژه در سطح جهان سوم در دهه های اخیر، به خوبی متوجه می شویم که ارتقاء کیفیت آموزش و پرورش، موضوع فوق العاده حساسی بوده که بروز بحران جهانی آموزش و پرورش از جمله نشانه های آن است.
ژاک هلک (1371) در کتاب ((آموزش و پرورش: سرمایه گذاری برای آینده)) ضمن بررسی روندهای توسعه منابع انسانی و آموزش و پرورش در سه دهه ی اخیر به مشکلات ناشی از افزایش
هزینه ها و کاهش کیفیت اشاره نموده است و سه نیاز اساسی را در میان نیازهای دیگر غالب می داند:
1- توجه بیشتر به کیفیت آموزش و پرورش
2- مصروف داشتن منابع مالی بیشتر برای تولید مواد آموزشی مناسب و تربیت معلمان با صلاحیت
3- بهبود مدیریت، امور اداری و پشتیبانی معنوی علمی نظام آموزش و پرورش
اجرای یک برنامه مبتنی بر طراحی کیفیت آموزش و پرورش، مستلزم اطلاعات آموزشی جدید می باشد و تقویت تصمیم گیری توسط افراد و مقامات، مستلزم تعیین مجدد اختیارات
و مسؤولیت های آموزشی خواهد بود. نهایتاً این که حتی اگر به یک نظام اطلاعات آموزشی به خوبی طراحی و اجرا گردد، آثار آن بر کیفیت آموزشی به واسطه ی زمینه ی سازمانی که در آن عمل می کند، تعیین خواهد شد.
بسیاری از وزارتخانه های آموزش و پرورش در سرتاسر جهان، بر اساس یک مبنای سالانه که سرشماری کاملی از مدارس را در بردارد، اطلاعات زیادی را درباره ی مجموعه یکسانی از شاخص ها جمع آوری می کنند، بدون این که فکر کنند این اطلاعات مفید است یا خیر و بدون این که برنامه ریزی ویژه ای بر اساس آن انجام گیرد. یک توجیه عمومی برای این روش آن است: ((این کاری است که همواره آن را انجام داده ایم!)) بازنگری جامع در مورد نوع جمع آوری اطلاعات و چگونگی استفاده از اطلاعات مفید و واقعی می تواند در پاسخگویی به سؤالات کلیدی
مربوط به برنامه ریزیی کیفیت آموزش کمک کند. این امر مربوط به کلیه ی تصمیم گیرندگان
آموزشی- از سیاستمداران در دولت های ملی گرفته تا مدیران مدارس و معلمان
می باشد.
بازنگری در مسائل آموزشی نیاز به برنامه ریزی به عنوان یک مهارت، تخصیص منابع مالی، انسانی و کالبدی دارد و ایجاد هر نوع تغییری در مقولات یاد شده مستلزم پژوهش های آموزشی کیفی و میان رشته ای است. همچنین برای ترسیم وضع مطلوب ضرورت دارد دورنمای گسترده تری در نظر گرفته شده و چشم انداز دقیق تری از آینده مدنظر قرار گیرد.
از ویژگی های بارز آموزش و پرورش کارآمد، استفاده از برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یک فرآیند پویا با دورنگری نسبت به واقعیات و موقعیت های موجود، ارائه ی راهبرد ها و تاکتیک ها ی موثر برای رسیدن به فردای بهتر را امکان پذیر می سازد. در این نوع برنامه ریزی، مشارکت همه ی افراد ذی نفع، ذی ربط و ذی علاقه مبنای بازاندیشی، باکژی ها و کاستی های نظام آموزشی به صورت واکنشی عمل می کنند، در برنامه ریزی استراتژیک با تعریف آینده مطلوب
و شناخت وضعیت موجود به تعیین نیازها می پردازند و برای رفع آنها به گونه ای ((فراکنشی)) اقدام می کنند.

گستره ی آموزش و پرورش نوین
زبان تعلیم و تربیت در جهان امروز، زبانی ((جهانی است))، هر چند که مضمون آن بر اساس فرهنگ ها می تواند ((محلی)) و ((بومی)) باشد. در قرن جدید، جهان در تجربه ای جدید وارد شده است و تعلیم و تربیت در این عصر به لحاظ روش ها، محتوا و اهداف رنگی دیگر به خود گرفته است.
تحول در عرصه ی آموزش و پرورش به گونه ای است که ایجاد کلاس های دموکراتیک و مهم تر از آن تشکیل کلاس های مجازی با استفاده از پیشرفته ترین فناوری های اطلاعاتی مطرح
می باشد. عصر جدید، عصر یگانگی انسان ها، عصر دهکده ی جهانی، عصر ماهواره، عصر تهی شده زمین و یورش به قلمروهای کهکشان نام گرفته است. آیا سیستم آموزشی در جهان کنونی ما با روش های معمول می تواند به حیات خود ادامه دهد؟ آن چه مسلم است، ضرورت خارج شدن آموزش و پرورش از تنگنا و محدوده ی زمانی و مکانی (اینجا و اکنون) و تعامل با جامعه جهانی است.
ساختار و خاستگاه سیستم آموزش از صورت نظام بسته و مکانیکی و تحول آن به شکل ارگانیک، پویا باز و انعطاف پذیر امری غیر قابل انکار است، در این صورت تعلیم و تربیت، همه ی ابعاد شخصیت و تمامی لایه های زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد. همان مفهومی که سازمان یونسکو با عنوانن یادگیری گنج درون بر چهار ستون "یادگیری زیستی" باهم زیستن" انجام دادن" و دانستن" معنا کرده است و اخیراً آن را در سه حیطه ی سوم به سه H یعنی سر Hedd، قلب Heart و دست Hand تعریف کرده است. " سر " به منزله ی پایگاه اندیشه، تفکر و عقلانیت، "قلب " به منزله ی کانون عشق و مهر و ایمان و " دست " به منزله ی توانستن و انجام دادن و کسب مهارت های ضروری زندگی.
محتوای برنامه ریزی آموزشی در سیستم تعلیم و تربیت نوین به تناسب ویژگی های اقلیمی و با حفظ سیاست های کلی آموزش و پرورش بایستی قابلیت انعطاف داشته باشد و برنامه ریزی اقتضایی، جایگزین برنامه ریزی ایستا و انجمادی می گردد. در این سیستم و در منطق تعلیم و تربیت نوین، هر کس، شخصاً حاکم و عامل ترقی فرهنگی و اخلاقی خویش خواهد بود و خود آموزی، خود رهبری و خودگردانی در فرآیند یادگیری تقویت می شود. در واقع، فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازی و بازآفرینی می شوند.
در هر حال فرآیند ((جهانی شدن))، موضوع جدی و حائز اهمیت می باشد و توسعه فعالیت ها همکاری بین المللی را می طلبد.
آموزش و پرورش جهانی و آموزش و پرورش شهروندی به عنوان ضرورت های اجتناب ناپذیر قرن جدید مورد تأکید پنجمین کنفرانس بین اللملل یونسکو نیز قرار گرفته است. این کنفرانس، اشاره های متعددی به پدیده ی جهانی شدن داشته و ویژگی های آموزش و پروش نوین را در ابعاد ذیل مطرح نموده است:
1- آینده نگری و آینده شناسی با توجه به پدیده ی جهانی شدن و زندگی در جوامع فاقد مرز
2- توجه و تأکید جدی به چهار رکن اساسی یادگیری: یادگیری برای زیستن، دانستن، انجام دادن و زیستن با یکدیگر
3- تعلیم و تربیت همه جانبه و استفاده از تمام ظرفیت های انسانی و توجه به مفهوم بهره ی عاطفی EQ و تأکید بر ضرورت توجه بیش از پیش بر پرورش ظرفیت های عاطفی در نظام های تعلیم و تربیت
4- به کارگیری شیوه های فعال مشارکتی و تجربی در آموزش
5- تأکید بر ضرورت پرورش تفکر جانبی و تفکر خلاق در دانش آموزان و عدم تکیه انحصاری بر تفکر تحلیلی.
6- تأکید بر ظرفیت روحانی بشر و بهره گیری از آن به عنوان مکمل ظرفیت عقلانی با توصیه هایی از قبیل: دعا و مناجات در آموزش و پرورش، غور در باطن، مراقبه و تأکید بر هشیاری و آگاهی ماورایی به عنوان روش ها یا منابع ارزشمند در جریان تعیم و تربیت.
7- توجه به ظرفیت یا توانایی شهود یا درک شهودی و ضرورت حسن استفاده از آن در تعلیم و تربیت
8- اهمیت ویژه ی خلاقیت و هنر در نظام های آموزشی با عنایت به نقش والای هنر در تلطیف روح انسانی و تأثیر آن در رشد نگرش عاطفی، انسانی و درک زیبایی. این نوع نگرش در حیات انسان قرن بیست و یکم در جهت زیست توآم با آرامش و تفاهم نقش اساسی دارد.
9- استفاده از تکنولوژی نوین اطلاعات و ارتباطی در نظام های آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم به نحوی که تعلیم و تربیت در حد تکنولوژِی تقلیل نیابد و یا به تکنولوِژی تحویل داده نشود و نیز اهمیت تعامل چهره به چهره ی معلم با دانش آموزان
10- عدم جهت گیری انحصاری اصلاحات آموزش و پرورش در راستای مسائل اقتصادی و تجاری و مهارت آموزی، به نحوی که نظام های آموزش از اهداف و ابعاد دیگر تعلیم و تربیت باز نماند.
11- توجه به کاربرد ((هوش متکثر)) به ویژه در طراحی و تدوین برنامه های درسی و جریان آموزش (نظریه ی هوارد گاردنر).
12- تأکید بر آموزش ارزش هایی مانند عشق ورزیدن، صلح، احترام به محیط زیست و تعاون و همکاری در برنامه های درسی.
13- اتخاذ رویکردهای تلفیقی در آموزش و پرورش و به کارگیری شکل خاصی از تلفیق در برنامه های درسی و قرار دادن ساعاتی از هفته در قالب ((زنگ مطالعه ی تلفیق)) در قالب یک ماده ی درسی جدید.
14- توجه بیشتر به وضعیت آموزش پایه در کشورهای مختلف دنیا از نظر کیفیت آموزش ها، زمان بهره مندی در آموزش و بالاخره تعریف مجدد از سواد و اقسام سواد مانند سواد کامپیوتری، سواد تکنولوِژی، سواد فرهنگی و...
هر یک از موارد فوق در تعیین ویژگی های آموزش و پرورش کارآمد می تواند به عنوان پارامتری اساس در نظر گرفته شود.

آموزش و پرورش کارآمد در آینه ی تجارب سایر کشورها
بی شک یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت هر جامعه، آموزش و پرورش آن جامعه است و تجربه نشان داده است که چگونگی وضعیت آموزش و پرورش در کشورهای مختلف، داستان رشد و انحطاط هر کشور در طول حیات تاریخی آنهاست. جامعه ای پیشرفته است که سیستم آموزشی پیشرفته و مترقی داشته باشد و برعکس قومی منحط و یا دچار رکود است که دارای نظام آموزشی عقب مانده و راکد باشد و این نکته ی قابل تعمیمی است که در مورد ابعاد مختلف و در همه ی زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی مذهبی و اخلاقی و در رابطه با کلیه ی جوامع انسانی صادق است.
چهره ی دنیای امروز حکایت از تأثیر سیستم های تعلیم و تربیت دارد و آینه ی تمام نمای طریقه ی عملکرد نظام های آموزش می باشد. در طول تسریع تحول، مطالعه ی راه و رسم کشورهایی که در این زمینه، اقدامات مثبتی داشته اند و پیش کسوت بوده اند، مفید و مؤثر است. البته این امر بدان شرط مفید خواهد بود که اندیشه ها و آرمان های مؤید و ارزیابی شده ی خویشتن فراموش نشود. یک ضرب المثل چینی می گوید: ((اگر برنامه ی یک سال داری گندم بکار، اگر برنامه ی ده ساله داری درخت گردو به کار و اگر برنامه ی صد ساله داری مدرسه بازکن)).
با نگاهی گذرا به تاریخ کشورهای پیشرفته ی علمی- صنعتی در می یابیم که این گونه کشورها با آینده نگری دقیق و سرمایه گذاری مادی و معنوی فراوان در آموزش و پرورش کشور خویش به اهداف نهایی خود جامعه ی عمل پوشانده اند.
کشور ژاپن از جمله کشورهایی است که در امر آموزش و پرورش مردم خود بسیار موفق بوده
و انظار مردم دیگر کشورهای جهان را به خود معطوف داشته است. این کشور با دورنگری
و دوراندیشی زایدالوصفی برنامه ی صدساله ای را برای جامعه ی خویش پی ریزی نموده و در جهت دستیابی به آن از هیچ گونه تلاش و کوششی فروگذار ننموده است و اکنون که در آغاز هزاره ی سوم قرار داریم، ژاپنی ها برنامه و سناریوی خود را برای قرن آتی مدون کرده، امکانات وسایل
و ایده های خویش را سامان می بخشد.
این که چرا و چگونه چنین ملتی منزوی و محروم از منابع طبیعی با وجود موانع و مشکلات طبیعی هر روز بیشتر در جهان می درخشد، پرسشی همگانی است. تقریباً تمامی مردم دنیا ژاپنی ها را می ستایند و از آنان در زمینه های مختلف الگو می گیرند. با آن که این کشور از دیرباز در خرافات
و جهالت به سر برده و خالی از اندیشمند، آن که این کشور از دیرباز در خرافات و جهالت به سر برده و خالی از اندیشمند، فیلسوف، مخترع و مکتشفی بوده که بتواند بدان افتتخار کند، اما با تلاشی کم نظیر، توانسته است در بسیاری از زمینه های گوی سبقت را از دیگر کشورها برباید.
ملتی چنین متواضع و خجول، کوه ها را شکافته، بر دریا فائق آمده و اعماق اقیانوس ها را کاویده است. ملتی که از جهت جسمی هم ردیف با دیگر ملت ها و بلکه ضعیف تر بوده، ظرف چند دهه وزن و قد خود را افزایش داده و در مسابقات ورزشی درخشیده است. ملتی که از نظر هوشی
پایین تر از بسیاری ملت بوده در علم و تکنولوژی بر اوج سر کشیده، حتی از جهت هوشی از آمریکا و اروپا پیشی گرفته است. آنچه که باعث پیشرفت و ترقی روزافزون ژاپنی ها شده بی گمان نشآت گرفته از روحیات فردی و جمعی مردم این کشور است.
سخت کوشی و خوداتکایی، صرفه جویی و قناعت، نظم و انضباط و استفاده ی صحیح از وقت نیز از ویژگی های ژاپنی ها حتی یک دقیقه وقت هم نباید تلف شود. بسیاری از کسانی که از ژاپن بازدید داشته اند تحت تأثیر این روحیه قرار گرفته اند. همچنین توجه به نظافت و بهداشت موجب گردیده که در مدارس، کودکان خود به تمیز کردن مدرسه بپردازند و مدارسی که حداقل 2500 متر مربع مساحت دارد بیش از یک خدمتگزار ندارد.
ژاپنی ها به کار گروهی بسیار بها می دهند و می توان گفت از عوامل بسیار مؤثر در پیشرفت ژاپن همین روحیه ی کار گروهی است. مردم ژاپن دارای وجدان کاری بسیار بالایی بوده، مصالح مؤسسه ای که به آن وابسته هستند را بر مصالح خویش ترجیح می دهند.
تمامی این روحیات مدیون تعلیمات و آموزش های انجام گرفته در سیستم آموزشی کارآمد و مطلوب ژاپن می باشد. اصلاحات آموزشی در دوره های مختلف بنابر مقتضیات زمان، انعطاف پذیری و توجه به فعالیت های عملی و عینی در فعالیت های کلاسی از جمله مهم ترین ویژگی های ساختار آموزش و پرورش در این کشور است. درایت و دوراندیشی در تدوین اصول اساسی آموزش و پرورش و سعی بر اجرای یکایک آنها زمینه های موفقیت را بنا نهاده است.
استانداردهای ملی برای تمامی سطوح مدرسه توسط وزارت آموزش و پرورش ژاپن انتشار می یابد و بدین وسیله، کیفیت بالای آموزش و پرورش در سطح کشور حفظ می گردد، این استاندارها شامل تأسیس مدارس، اندازه ی کلاس ها، مواد درسی، لوازم و تأسیسات و رسانه های آموزشی هر دوره می باشد.
بودجه ی عمومی آموزش و پرورش از سه طریق به دست می آید: دولت، استانداری و شهرداری. هیچ نوع " مالیات آموزشی " در ژاپن وجود ندارد. با این حال درصدی از عایدات مالیاتی به امر آموزش و پرورش اختصاص می یابد.
در گردهمایی توکیو (1995)، نمایندگان بیش از بیست کشور صنعتی و در حال توسعه به اتفاق در مورد اهمیت و نقش کلیدی پژوهش های آموزشی در توسعه ی آموزش و پرورش تأکید نموده اند. کشور مالزی این نقش را در راهنمایی تصمیم گیران و سیاستگذاری، نظارت بر برنامه ها و اجرای سیاست های آموزش و پرورش و گردآوری اطلاعات درباره ی مسائل آموزشی تعریف کرده است. کشور چین، فراهم ساختن دانش و اطلاعات برای فرآیند سیاستگذاری، فراهم ساختن اطلاعات عمل طی فرآیند پژوهش های آموزشی و استقرار مبانی نظری و فلسفی در زمینه ی آموزش را مورد توجه قرار داده است.
ایالات متحده به کارگیری اصلاحات در کلاس درس، نظریه های یادگیری، افزایش ظرفیت نظام آموزشی، استقرار استانداردها و سنجش عملکردها، تجدید نظر در برنامه درسی و تخصصی شدن حرفه ی معلمی و تأثیر فن آوری در یادگیری و آماده سازی برای اشتغال را از اهداف اصلاحات در آموزش و پرورش بر شمرده است.
در مجموع، اگر چه هدف های آموزش و پرورش در سراسر جهان از شباهت هایی برخوردار است و در مواردی به یکدیگر ارتباط دارند، مقایسه میزان موفقیت های یکی نسبت به دیگری، نظر
برنامه ریزان را به عوامل مختلف و از آن جمله روش های به کار رفته در ساختار نظام آموزشی کشورهای مختلف جهان متوجه می سازد و بهره گیری از تجارب سایر کشورها در یافتن راه حل های اثر بخش برای دشواری های موجود آموزش و پرورش، اثرات مثبتی خواهد داشت.

تمرکز زدایی
در مسیر تحولات سازنده و با توجه به تجارب و اندوخته های سایر کشورها در برقراری شیوه های مدیریت در سطوح مختلف نظام آموزشی و با ژرف اندیشی نسبت به اصلاحات آموزشی به این نتیجه دست می یابیم که دیگر نباید این تجارب را که دیگران با قیمت صرف زمان و سرمایه گذاری به مقیاس وسیع به دست آورده اند به لحاظ عدم اطلاع دوباره به محک تجربه بزنیم.
شیوه اداره ی سیستم آموزش به صورت غیر متمرکز و تفویض اختیار به استان ها، نواحی و مناطق یکی از اساسی ترین ویژگی های نظام آموزشی کارآمد می باشد. پیروی از چنین سیاستی از فلسفه ی اجتماعی و تربیتی جوامع مختلف منشأ می گیرد.
اصولاً اداره ی نظام آموزش و پرورش در کشورهایی که به شیوه غیر متمرکز عمل می کنند بر سه اصل مهم استوار است:
1- تفویض اختیارات وسیع به مقامات محلی آموزش و پرورش که اعضاء آن توسط مردم یا
حکومت های ایالتی انتخاب می شوند.
2- ترغیب و تشویق مردم، مؤسسات و انجمن های داوطلب به منظور سرمایه گذاری و شرکت در امور آموزش و پرورش
3- اجتناب از امر و نهی صریح از طرف دستگاه مرکزی آموزش و پرورش در زمینه ی امور تربیتی نواحی و مدارس و تحمیل نکردن نقطه نظرهایی در مورد برنامه، سازمان مدارس، شیوه تدریس
و استخدام معلم.
لازم به ذکر است که بین دستگاه مرکزی آموزش و پرورش و ادارات آموزش و پرورش محلی، روابطی منطقی حاکم است و مسائل موجود را براساس حسن تفاهم و از طریق مذاکرات رسمی
و خصوصی حل و فصل می کنند.
حرکت به سوی عدم تمرکز می تواند به مثابه ی شیوه ای برای جلب مشارکت بیشتر مردم و بخش صنایع و مشاغل در تامین نیازمندی های مالی دستگاه تعلیم و تربیت باشد.
زمانی که اندیشه ی بنیاد نظام جدید مدیریت آموزشی به شکل شورایی مطرح شده است. نباید اجازه دهیم مسائل آموزش و پرورش مملکت که بیشتر از تنگناهای مالی و شیوه های مدیریت متمرکز آموزشی که کمتر از نیروهای محلی و ابتکار عمل مردم مناطق در قلمرو آموزش و پرورش سرچشمه می گیرد، دوباره، چهره ی خود را نمایان سازند و اصل بنیادش، تساوی امکانات آموزشی را مورد تهدید قرار دهند. بلکه ضرورت دارد دولت مردان و دست اندکاران دستگاه تعلیم و تربیت کشور با تصویب قوانین و تـأمین سرمایه های لازم و بسط منابع مالی بیشتر و عدم تمرکز، از توانمندی های محلی و بومی بهره گیرند.
در این راستا جلب مشارکت عامه ی افراد باید در کلیه مؤلفه های فرهنگی، مدیریتی، برنامه ریزی و قضاوت و تصمیم گیری آموزشی انجام گیرد و صرفاً محدود به امور تدارکاتی، مالی و فیزیکی مشارکت نشود. در این صورت نقطه ی عطفی در تاریخ آموزش و پرورش کشور ایجاد خواهد شد.

جایگاه فراگیران در سیستم آموزشی
اغلب صاحب نظران، معلمان و مربیان با صراحت و شفافیت، دست کم در باورهای ذهنی ادعا دارند که برنامه هایی در نظام تعلیم و تربیت موفق است که از طریق مشارکت فعال فراگیران و دخالت مستقیم آنان صورت می گیرد. بنابراین، آنچه همگی بر آن اتفاق نظر دارند، حضور مخاطب اصلی در صحنه ی تعلیم و تربیت است، اما کیفیت حضور و وزن ارزشی هر یک از این عناصر، محل اختلاف و منشأ بروز سلیقه ها و روش های مختلف تربیتی است.
با تکیه بر مفهوم زیربنایی واژه ی ((تربیت)) و کالبد شکافی این واژه ی استراتژیک می توان وجه تمایز بین روش های متفاوت تربیتی را به وضوح تشخیص داد. این واژه که از نظر بیان ظاهری، بسیار رایج اما از نظر معنی جای گیری در نگرش ها و باورها بسیار غریب و بیگانه می باشد و به دلیل همین بدیهی بودن از آن دور شده ایم، می تواند نگاه ما را به نوع تربیت فراگیران تغییر دهد.
برای مثال، بر اساس برداشت پاره ای از افراد تربیت به معنای رام کردن کودک و به منزله ی دست پرورده سازی اوست. این نوع طرز تفکر از مفاهیم سطحی و مکانیکی تربیت محسوب می شود.
نکته ی پنهان دیگری که ضرورت دارد با ظرافت تمام مطرح گردد، این نظریه است که تعلیم و تربیت کارآمد و فعال ((شکوفا کردن)) نداریم بلکه ((شکوفا شدن)) مطرح است. تفاوت این دو مفهوم از لحاظ روش شناسی بسیار زیاد است و حاکی از نوع نگرش ما نسبت به فلسفه ی آموزش و پرورش می باشد.
خودجوشی فراگیران و دست یابی به قابلیت های خودیابی و خودرهبری، زمانی میسر می گردد که ما مقدمات شکوفا شدن استعداد ها را فراهم سازیم و مربی به جای فاعل بودن و قیم بودن، نقش هدایت و مراقبت غیر مستقیم را بر عهده گیرد، زیرا در ((شکوفا کردن))، به فراگیر ((یاد می دهیم))
و او ((اندیشه آموزی)) می کند، اما در ((شکوفا شدن))، فراگیر ((یاد می گیرد)) و ((اندیشه ورزی))
می کند.
گاه می بینیم که علی رغم سرمایه گذاری تبلیغ و طرح و اجرای برنامه های مختلف در سیستم آموزشی، نتایج مطلوب و دلخواه به با نمی آید. واقعیت آن است که در اجرای این برنامه ها، طبیعت، نیازها، رغبت ها و پیچیدگی های فراگیران به عنوان هدف اصلی نادیده گرفته می شود
و به همین دلیل اغلب موارد، نتیجه ی وارونه حاصل می شود.
مشکل این است که قبل از مستعد کردن زمین، به پاشیده بذر اقدام می شود و در نتیجه یا بذر جوانه نمی زند و یا علف هرز ظاهر می گردد و یا همان خاک هم دچار فرسایش می شود و بعد تصور می شود که اشکال از پیام ها و محتوای آن است، حال آن که ایراد از این است که به درون متربی پی نبرده ایم.
بی خبر بودند از حال درون استعیذالله مما یفترون
بنابر این اگر در سیستم آموزشی، معنای درست دانش آموز محوری، جایگاه خویش را باز یابد و فرایند تعامل تعلیم و تربیت با ایجاد روابط عاطفی بین معلم و فراگی معنا و مفهوم یابد، آن گاه تلاش و کوشش در جهت نیل به اهداف به ثمر خواهد نشست.
توجه به این نکته که تربیت آن چیزی نیست که ما رسماً اقدام می کنیم، بلکه آن چیزی است که به طور غیر رسمی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عامل مهم در این فرایند، تعامل بین معلم و دانش آموز است و نه فراگیری دستورالعمل های خاص. هنر کشف کردن روش های خلاق، در موقعیت های منحصر به فرد است که باید از طریق همین تعامل خلق شود، زیرا با دادن دستورالعمل، نسخه و یا فرمول نمی توان در کارآمد ساختن نظام آموزش توفیق حاصل نمود.
در نهایت به این نکته دست می یابیم که در یک نظام آموزشی موفق و کارآمد لازم است ایجاد نیاز، تحریک کنجکاوی و طرح سؤال در ذهن دانش آموزان جایگزین رفع نیاز، ارضای کنجکاوی و حل مسأله شود، زیرا به قول مولانا:
((آب کم جو تشنگی آور به دست آب می جوشد هم از بالا و پست))
بزرگترین اشتها آور گرسنگی است و اگر این گرسنگی و تشنگی در قالب کنجکاوی علمی و عقلانی ظاهر شود و افزایش یابد، نیروی محرکه، رشد و تعالی دانش آموزان را به حرکت و پویایی مداوم وا می دارد.
نواندیشی و نوجویی دانش آموزان مستلزم حضور فعال و مستمر آنان در فرآیند یاددهی- یادگیری می باشد و این حضور فعال به عنوان یک مقوله ی مهم و با ارزش محسوب می گردد، به نحوی که غایت آموزش و پرورش، افزایش میل به دانستن در فراگیران و عمیق تر نمودن کنجکاوی آنان است
و در این کنش و واکنش، پیشروی تک تازانه و برتری سود گرایانه نهی شده و به جای آن همدلی
و همراهی با دیگران و رجعت ارزش های انسانی مورد تأیید قرار می گیرد.
در این زمینه انیشتین اظهار می دارد که:
((دانش آموزان را تشویق نکنیم که دست یابی به موفقیت های مرسوم را هدف زندگی خود قرار دهند. زیرا در نگرش کنونی جامعه، معمولاً کسی را موفق می دانند که بتواند بیشتر از هم نوعان خود جلو بیفتد و بیش از همه گیرنده باشد تا دهنده. در حالی که، ارزش هر کس را باید بر اساس آنچه به دیگران می دهد (به دیگران منفعت می رساند) تعیین کنیم و نه بر اساس آنچه که از دیگران می گیرد)).
آقای دکتر کریمی (1381)، در بحث تعلیم و تربیت وارونه پیرامون تکنیک های جاری تعلیم و تربیت
و سیستم آموزشی از نظر کارآیی و تأثیرگذاری چنین اظهار می نماید که: ((به نظر می رسد ما متربی را همچون شیئی فرض کرده ایم که طبق قالب و طرح و برنامه ای که از بیرون و در ذهن خود برای آن در نظر گرفته ایم باید او را بسازیم و شکل دهیم)) و در ادامه این نوع عملکرد را ((صنعت)) نامیده که با ((تعلیم و تربیت)) فرسنگ ها فاصله دارد و این گونه است که فراگیر از هر نوع انگیزه ی درونی تهی می باشد.

توجه به خلاقیت فراگیران
از دیگر ویژگی های مهم آموزش و پرورش کارآمد از بعد فراگیر، اهمیت به تربیت خلاق و فضا سازی تعامل بین مخاطب و محیط برای فرآیند عادت زدایی است و این همان اصل ((تازگی معتدل)) در تربیت است که ژان پیاژه از آن در فرآیند تقویت و تجدد ساخت های شناختی یاد می کند. خلق موقعیت های جدید یادگیری، جادوی جاذبه ی یاددهی- یادگیری است، زیرا در پرتو همین موقعیت هاست که رخوت روزمرگی زایل می گردد و فراگیران طعم زندگی واقعی و یادگیری معنادار را
می چشند. به ویژه در جریان زندگی پیچیده ی امروزی که هر لحظه در حال ن شدن است
و خلاقیت و نوآوری، ضرورت استمرار زندگی فعال است.
امروزه شعار ((نابودی در انتظار شماست مگر این که خلاق و نوآور باشید)). در پیش روی ما قرار دارد و آموزش و پرورش خلاقیت و نوآوری و همچنین استفاده ی صحیح و جهت دار از استعداد ها
و توانایی های افراد را به عنوان امری مهم برعهده دارد که این خود زمینه ساز توسعه ی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است.
امروزه ثابت شده است که استعداد ابداع و خلاقیت در نوع بشر به اندازه ی حافظه عمومیت دارد
و می توان آن را با کاربرد اصول و فنون و روش های معین و ایجاد طرز تفکرهای جدید و ایجاد محیطی مناسب پرورش داد.
شرایط لازم جهت پرورش خلاقیت در دانش آموزان عبارتند از:
1- فراهم آوردن فضای دوستانه و صمیمی در کلاس درس و محیط مدرسه از مهم ترین زمینه هایی است که خلاقیت انسان را تحریک می کند. دانش آموز در چنین فضایی، در زمینه ی خلاقیت های کلامی بیشتر رشد می کند و تشویق می شود.
2- ارائه ی آموزش های لازم به فراگیران در مورد فکر کردن، تمرکز حواس، سؤال سازی و حل مسأله.
3- تقویت زمینه ی بروز تفکر سیال و بارش سؤال های ذهنی از سوی فراگیران.
4- آشنا نمودن فراگیران با تصویر سازی ذهنی.
با قرار دادن عناوین دروس در زمینه ی تحریک حس کنجکاوی، رشد و توسعه ی تفکر و ابتکار عمل دانش آموزان، بازنگری بر محتوای مطالب درسی و به موازات آن بهره گیری از روش های فعال تدریس در دوره های مختلف تحصیلی، می توان در زمینه ی پرورش قدرت خلاقه ی فراگیران گام های مؤثری برداشت.

محیط های آموزشی
ویلیام گلاسر در کتاب " مدارس بدون شکست " اظهار می دارد که مدارس، موفق نشده اند راه کسب هویت را با استفاده از نیازهای احساس مسوؤلیت و احساس ارزشمندی به کودکان بیاموزند. وی شکست یکی در ((مبادله ی محبت)) و دیگر در ((کسب احساس ارزشمندی)) خلاصه کرده است و مدرسه را کانون مهمی برای جلوگیری از این دو نوع شکست می داند و لزوم و چگونگی مشارکت مدارس در ارضای نیاز محبت دانش آموزان و مهم تر از آن فراگیری شیوه ی تفکر و حل مشکلات را علاوه بر علم در ارضای نیاز به احساس ارزشمندی به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار داده است. این موارد مربوط به جو عاطفی محیط های آموزشی و نوع روابط حاکم در مدارس می باشد.
در محیط های آموزش ما، نه تنها استفاده های مربوط به تفکر، خلاقیت، هنر و سرگرمی در مغز دانش آموزان به طور جدی افت کرده، بلکه داستان غم انگیز دیگر این است که در این وضعیت اجباری گروهی، برای آموزش مسؤولیت اجتماعی و طریقه ی نیل به یک ((هویت موفق)) هیچ تلاشی نمی شود، یا بسیار کم است. گاهی روش های ضد تعلیم و تربیت، در حال تضعیف تدریجی نظام آموزش و پرورش ما و موجد تعداد فزاینده ای افراد شکست خورده و نیز فلج کننده ی اکثر فراگیران است.
شرایط فیزیکی محیط آموزشی نیز در کنار شرایط عاطفی در کارایی و راحتی کار نقش مهمی را ایفا می کند. امروزه شرکت های بزرگ با استخدام متخصصان ((مهندسی انسانی)) و صرف مقادیر زیادی از وقت و هزینه این اطمینان را حاصل می کنند که محیط های فیزیکی ساختمان ها برای فعالیت های ساکنان آنها مناسبند.
به همین ترتیب در طراحی فضاهای آموزشی باید ترتیبی داده شود که موجبات تسهیل درامر تفکر انتقادی و یادگیری فعال فراهم گردد. در حال حاضر با این که به قرن بیست و یکم وارد شده ایم، ولی با قدم گذاردن به کلاس های درس، تصور می کنیم که حداقل صد سال به عقب برگشته ایم. صندلی ها یا نیمکت ها معمولاً در یک صف مستقیم پشت سر هم قرار دارند، به طوری که دانش آموزان به راحتی بتوانند معلم را ببینند بدون این که قادر به دیدن تمام هم کلاسی های خود باشند و فرض بر این است که معلم منبع همه ی چیزهای مهم است.
در کلاس های کوچک، می توان وضعیت را به نحوی اصلاح نمود و باعث تبادل افکار بین دانش آموزان گردید. میزها و صندلی ها را می توان به شکل های دایره ای، چهارگوش، U شکل یا نیم دایره مرتب کرد و هدف اصلی باید این باشد که دانش آموزان وجود دارد که در جای خود بچرخند و گروههای کوچک چهار تا شش نفره تشکیل دهند و توسط معلم، محیطی پذیر ایجاد شود. می توان گفت بهترین محیط کلاس درس، محیطی است که در آن شاگردان به مهمانانی شبیهند که از آنها به خوبی استقبال می شود و معلمان به منزله ی میزبانان مهمان نواز عمل می کنند.
از نظر شادابی و نشاط محیط یادگیری در سال های اخیر مباحثی مطرح شده و خوشبختانه گام های اولیه برداشته شده است، اما نیاز به پی گیری و جدیت بیشتری احساس می شود. در این رابطه، نقش مدیران مدارس بسیار اساسی و پررنگ تر از سایر عوامل است زیرا یک مدیر می تواند با در نظر گرفتن سلیقه ها و نیازهای دانش آموزان تغییراتی را در محیط مدرسه ایجاد نماید به نحوی که دانش آموزان احساس رضایت کنند و دلبستگی بیشتری به حضور در محیط مدرسه داشته باشند. البته برای مدارس جدیدالتأسیس در نظر گرفتن مسائل مربوط به ((روانشناسی محیط)) ضرورت تام دارد.

0

بعد کمیتی برنامه ریزی آموزش و پرورش به مسایلی می پردازد که جنبه مقداری و شمارشی دارند، از قبیل تعداد افراد مورد نیاز، در سطوح مختلف دانش و مهارت و تخصص، برای بخشهای مختلف تولید و خدمات. تعدا افراد لازم التعلیم در گروههای مختلف سنی. تعداد شاگردان در دوره های مختلف رسمی عمومی. تعداد شاگردان در دوره های و رشته های مختلف تخصصی تحصیلات رسمی. تعداد شاگردان در برنامه های مختلف غیر رسمی. تعداد معلمان برای دوره ها، رشته ها و برنامه های مختلف آموزشی. تعداد مدیران و کارکنان آموزشی. تعداد مدارس و مراکز و تاسیسات مختلف آموزشی. تجهیزات و وسایل آموزشی و...

بعد کیفیتی برنامه ریزی آموزش و پرورش با محتوای آموزش و پرورش و چگونگی انجام آن سرو کار دارد و مسایلی از قبیل: فلسفه آموزش و پرورش، آرمانها، مقاصد و هدفهای آموزش و پرورش، مواد درسی، تربیت معلم و مدیر، روش شناسی آموزش و پرورش، ارتباطات آموزش و پرورش، محیط و فضای معنوی و روانی آموزش و پرورش و... شامل می شود

بدیهی است که هر برنامه آموزشی و پرورشی، هم عناصر کمیتی دارد و هم اجزای کیفیتی. که در برنامه ریزی باید به هر دو توجه شود. در گذشته، برنامه ریزیهای آموزش و پرورش تک بعدی بودند و فقط هدفهای کمیتی مورد توجه بودند. ولی به تدریج پای مسایل کیفیتی که در حقیقت جان وروح آموزش و پرورش هستند نیز به میان کشیده شده است. اما باید اذعان داشت که بازوی کیفیتی برنامه ریزیهای آموزش وپرورش در مقایسه با بازوی کیفیتی هنوز بسیار ضعیف و نا توان مانده است.

سوال اساسی: علت این امر چیست؟

آیا هدفهای کیفیتی متضمن اصلاح،بهبود، تحول و دگرگونیهای بنیادی آموزش وپرورش است؟

آیا رسیدن به هدفهای کیفیتی دشوارتر از نیل به هدفهای کیفیتی است؟

آیا هدفهای کیفیتی به چشم نمی خورند و قابل لمس نیستند و اگر پیشرفتی حاصل شود یا نشود دیده نمی شود؟

آیا...

اهمیت برنامه ریزی آموزش و پرورش

برای ورود به بحث اهمیت برنامه ریزی آموزش و پرورش، قبلا باید پیش فرضهای خود را از برنامه ریزی و آموزش وپرورش مشخص کنیم.

برنامه ریزی چیست؟

برنامه ریزی یعنی نقشه کشیدن، نقشه کشیدن برای نیل به مقصد، برای دستیابی به خواسته ها.

چند تعریف برای مفهوم برنامه ریزی

- برنامه ریزی، یعنی نقشه کشیدن برای دستیابی به خواستها.

- برنامه ریزی، راهی است برای هدایت حساب شده فعالیت انسان به سوی منظور مشخص.

- برنامه ریزی، فراگرد ی است دور نگر برای جهت دادن منطقی به فعالیتهای جمعی.

- برنامه ریزی یعنی نقشه کشیدن برای آینده و پیش بینی راه دستیابی به آن.

مفاهیم برنامه ریزی

در برنامه ریزی چند مفهوم زیر مستتر است:

- جریان و مداومت.

- ارشاد و هدایت.

- دورنگری و هدف گیری.

- تفکر و عقلانیت.

مفهوم جریان و مداومت در برنامه ریزی

برنامه ریزی به نوشتن برنامه ختم نمی شود بلکه فراگردی است که باید مداومت داشته باشد وبا توجه به بازتاب نتایج فعالیتهای انجام شده، یافته های جدید، تغییرات تکنولوژی، پیشرفت دانش ومعرفت دگرگونی منابع و امکانات و تحول اولویتها، دائم ارزیابی شده و تکمیل گردد.

مفهوم ارشاد و هدایت در برنامه ریزی

برنامه ریزی متضمن ارشاد، هدایت و مداخله در فعالیتهای جمعی است و به همین جهت بسته به چگونگی و میزان اعمال نفوذش اشکال گوناگون به خود می گیرد.

مفهوم دور نگری و هدف گیری در برنامه ریزی

برنامه ریزی فعالیتی جهت دارو دورنگر، بدین جهت بسته به چگونگی انتخاب هدف، ممکن است فعالیتی باشد آینده نگر، آینده ساز، یا آینده گزین.

- اگر هدف برنامه ریزی فقط پیش بینی آینده باشد، در این صورت فعالیتی است آینده نگر.

- اگر هدف برنامه ریزی ساختن وشکل دادن به آینده باشد، در این صورت فعالیتی است آینده ساز.

- اگر هدف برنامه ریزی انتخاب کردن بین اشکال مختلف آینده باشد، در این صورت فعالیتی است آینده گزین.

مفهوم تفکر و عقلانیت در برنامه ریزی

برنامه ریزی، فعالیتی است حساب شده و منطقی، یعنی باید متکی به اطلاعات دقیق و صحیح باشد. نیازها و انتظارات را تشخیص دهد. محدودیتها، تنگناها موانع و منابع موجود را محاسبه و پیش بینی کند و براساس آنها طرحهای واقع بینانه برای رسیدن به مقصود تنظیم و ارائه کند.

تعریف برنامه ریزی

برنامه ریزی فراگردی است مداوم، حساب شده و منطقی، جهت دار و دورنگر، به منظور ارشاد و هدایت فعالیتهای جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب.

آموزش و پرورش چیست؟

آموزش و پرورش چیست؟ چه می کند؟ ار آن چه انتظار داریم؟ و..؟

برای پاسخ به این سوالها، در فلسفه ها و مکتبها و نظامهای مختلف، پاسخهای گوناگون و متفاوتی پیدا می کنیم. بعضی ها تکیه بر نیازهای پرورشی فرد می کنند، بعضی دیگر هدفهای اجتماعی را مقدم و اصل می شمارند، برخی به جنبه آموزشی می پردازند و..

درمیان همه این گرایشها ما بدنبال روشن ساختن دامنه فعالیت و اهمیت و ضرورت حیاتی آموزش و پرورش هستیم.

آموزش و پرورش فعالیتی است مداوم، جامع، و برای همه، برای رشد و تکامل انسان، غنای فرهنگ، وتعالی جامعه.

مداوم: به مفهوم زگهواره تا گور، یعنی در طول زندگی. انسان از بدو تولد تا واپسین دم زندگی می آموزد، بلوغ پیدا می کند، و کاملتر می شود. به عبارت دیگر، آموزش و پرورش مختص دوره و زمان خاصی نیست، یعنی محدوده زمانی ندارد.

جامع: به مفهوم در برگرفتن تمام نیازهای رسیدن به کمال فردی و جمعی. جامعیت به نیازهای آموزشی و پرورشی نه از یک بعد بلکه از ابعاد گوناگون می نگرد. هم به آموزشهایی که برای رفاه و آسایش مادی است توجه می کند، هم پرورش ارزشها، بینشها، منشها و دانشهایی که بشر را به سوی عدالت و امنیت اجتماعی و خلاقیت و غنای معنوی و فرهنگی رهنمون شود، می پردازد. به عبارت دیگر هدفش انسان کامل است نه انسان تک بعدی و انسان متخصص، یعنی محدوده معرفتی ندارد.

همه: به مفهوم فرد فرد و اجتماع. به عبارت دیگر آموزش و پرورش مداوم و جامع، حقی است مسلم برای تمام افراد. بنابراین نمی تواند در انحصار قرار گیرد، چه انحصار مدرسه ای، و چه طبقاتی، یعنی محدوده طبقاتی و مکانی ندارد.

اگر مفهوم جامعیت آموزش و پرورش را به طور عمیق و با عمق و وسعت بیشتری بررسی کنیم، می بینیم که آموزش وپرورش باید به نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بشر بپردازد. این نیازها را ابعاد چهار گانه آموزش و پرورش نیز نامیده اند.

1 – نیازهای فردی: به مفهوم پرورش توانیها، بینشها، خلاقیت، خود آگاهی و خویشتن یابی.

2 – نیازهای اجتماعی: به مفهوم پرورش دگر آگاهی، تعاون و اشتراک مساعی برای ساختن محیط اجتماعی زیست.

3 – نیازهای اقتصادی: به مفهوم پرورش کارایی و بهره وری نیروی انسانی در تامین رفاه و آسایش زندگی و ساختن محیط مادی زیست.

4 – نیازهای فرهنگی: به مفهوم پیش راندن و گسترش مرزهای دانش و معرفت، فن و هنر، برای ساختن محیط فرهنگی زیست.

بدین ترتیب می بینیم که آموزش و پرورش نیازی است که هم زیر بنای جامعه است و هم غایت مقصود.

آموزش وپرورش و توسعه اقتصادی

مطالعات بین المللی نشان داده است که بین رشد اقتصادی و توسعه آموزش وپرورش رابطه مستقیمی وجود دارد. سطح آموزش وپرورش در کشورهای غنی و به اصطلاح پیشرفته بالاست و در کشورهای فقیر و به اصطلاح کم توسعه پایین.

یک سوال!

آیا بالا بودن سطح آموزش وپرورش موجب رشد و توسعه اقتصاد می شود یا رشد اقتصادی و استغنای مادی است که موجبات توسعه فرهنگ و آموزش وپرورش را فراهم می سازد؟

آموزش و پرورش و روابط اجتماعی

باز تاب اجتماعی آموزش وپرورش نیز چون اثرات اقتصادی آن برای برنامه ریزان و سیاستگزاران حایز اهمیت فوق العاده است. آموزش وپرورش همانگونه که سطح تولید و اقتصاد را بالا می برد، توزیع ثرورت را نیز عادلانه تر می کند. در جوامع امروزی کسانی که از آموزش وپرورش کافی بهره مند نشده اند نسبت به کسانی که به مدارج عالیه آموزش راه یافته اند، عقبتر می مانند و از فرصت ارتقاء و تحرک اجتماعی کمتری برخوردارند. بطور خلاصه، آموزش وپرورش به خاطر ارزش خودش و به خاطر بازده اقتصادیش و به علت بازتاب سیاسی و اجتماعیش در سر لوحه برنامه های ملی دیده می شود. همه کشورها اعم از پیشرفته یا در حال پیشرفت، قدیمی یا نوخاسته، غنی یا فقیر، آموزش وپرورش را در ردیفهای اول اولویتهای ملی قرار داده اند.

آیا برنامه ریزی آموزش و پرورش مفید است یا بیهوده؟

آموزش وپرورش بارور، خلاق، و سازنده، امری است حیاتی. ولی تامین آن برای همه مردم به خصوص در کشورها ی کم توسعه یافته، بسیار دشوار است، زیرا به منابع مادی و انسانی عظیم، راهبردها و تدابیری منطقی، وکوششهای پیگیر و بسیار وسیع نیازمند است. اگر برنامه ریزی آموزشی منطقی و واقع بینانه نباشد، نه تنها به نتایج مطلوب نمی رسد، چه بسا ممکن است زیانهای غیر قابل جبرانی را هم ببار آورد.

برنامه ریزی آموزش غیر رسمی

برنامه هایی که در مدارس و دانشگاهها اجرا می شود، و به گرفتن مدرک تحصیلی منتهی می گردد، آموزش رسمی نام گرفته است. بدیهی است آموزش فقط به سواد و آنچه در مدرسه آموخته می شود، منحصر نیست. موضوعها و مطالب آموختنی بی شمارند. انسان همیشه در حال آموختن است، چه در مدرسه و چه در خارج از آن: در خانواده، در میدان بازی، در محیط کار، در اجتماع، در طبیعت، از آنچه می شنود، می بیند و از راه حسهای مختلف درک می کند، و از آنچه در باره اش به تفکر می افتد.

به آموزشی که در خارج از مدرسه انجام می شود و به مدرک تحصیلی منتهی نمی شود، آموزش غیر رسمی گفته می شود.

دامنه آموزش غیر رسمی به مراتب وسیعتر از آموزش رسمی است. اهمیتش نیز از نظر رشد و بلوغ عاطفی، فکری، سیاسی و اجتماعی بیشتر می باشد. بدین جهت، به تدریج مقام و موقعیتی خاص پیدا کرده است. که دولتها به ناچار باید برای اینگونه آموزشها نیز برنامه ریزی کنند.

اصول برنامه ریزی

برنامه ریزی آموزش و پرورش در ابتدا بر مبنای علمی جا افتاده ای استوار نبود. مطالعه تاریخچه برنامه ریزی آشکار می سازد که بسیاری از مفاهیم برنامه ریزی، آن چنانکه امروزه آنرا در می یابیم، در گذشته روشن نبوده است. اصول برنامه ریزی به تدریج معلوم شده و شکل گرفته اند. در آینده نیز به شکل فعلی باقی نخواهند ماند و چه بسا تغییر و تکامل خواهند یافت.

ممکن است سوال شود: اگر اصول برنامه ریزی معلوم نبود پس برنامه ریزی چگونه صورت می گرفت و بر چه مبنایی پی ریزی می شد.

برنامه ریزیهای اولیه بیشتر صورت تخیلی و آرزویی داشت. به همین دلیل است که بسیاری از برنامه ها عملی نبوده اند، یا بین آنچه به نام برنامه روی کاغذ نوشته می شده، و آنچه در میدان عمل ظاهر می گشته، فاصله و تفاوت فاحشی وجود داشته است، و چه بسا نتایج زیانباری را به همراه داشته است. امروزه نیز از این برنامه ها دیده می شود و برنامه ریزانی پیدا می شوند که به تخیل روی می آورند، نظر شخصی را بر اصول علمی مقدم می شمارند، و نقشه های آرزویی می کشند.

یک سوال!

((برنامه ریزی آرزویی چیست؟))

برنامه ریزی آرزویی فهرستی از توقعات و خواسته ها ی دست نیافتنی هستند. بسیاری از برنامه ها این چنین هستند و به خواب و خیال می مانند. برنامه ریز در عالم رویا تصویری از آینده می کشد که در آن خواسته ها و نیازها همه بر آورده می شوند. در این نوع برنامه ها معلوم نیست که فهرست توقعات و خواسته ها چگونه تهیه شده اند. ارتباط بین هدفهای برنامه و نیازهای توسعه و رشد ملی معلوم نیست. راههای رسیدن به مقصد مشخص نشده است. و... این قبیل برنامه ها فاقد عناصر تصمیم گیری هستند و به این جهت یا اغلب روی کاغذ می مانند، یا اگر به مرحله عمل برسند با مسایل و مشکلاتی پیش بینی نشده بیشمار رو به رو می شوند.

اصول برنامه ریزی آموزش و پرورش

اصول برنامه ریزی آموزش و پرورش را که امروزه می شناسیم، به سه گروه می توان تقسیم کرد.

1 – اصول مقدماتی.

2 – اصول عمومی.

3 – اصول متمم.

اصول مقدماتی شامل سه اصل است.

اصل اول: هماهنگی توسعه کمی با رشد و بهبود کیفی. منظور این است که همزمان و همگام با گسترش و تعمیم آموزش و پرورش، باید به اصلاح آن نیز اقدام کرد، یعنی به کیفیت آن نیز توجه شود. اگر برنامه ریزی آموزش و پرورش فقط به افزایش تعداد (رشد کمی) توجه کند، مثل این می ماند که عیب و نقصهای موجود آموزش و پرورش را به وسعت بیشتری گسترش دهد.

اصل دوم: همبستگی سطوح مختلف و انواع آموزش و پرورش.

منظور اصل دوم این است که برنامه ریزی آموزش و پرورش فقط برای یک دوره تحصیلی نباشد، بلکه تمام دوره های رسمی و غیر رسمی آموزش و پرورش را از دبستان تا دانشگاه در بر گیرد. ضمنا هدف آموزش و پرورش نه تنها تربیت نیروی انسانی برای دنیای کار، بلکه تمام نیازهای تربیتی انسان را در بر می گیرد.

اصل سوم: انطباق برنامه های آموزش و پرورش با نیازهای توسعه ملی.

منظور اصل سوم این است که برنامه ریزی آموزش و پرورش نباید بطور مجزا و منفک در برنامه ریزی عمرانی و اجتماعی انجام گردد، بلکه باید با برنامه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هماهنگ و همساز باشد. و در چار چوب برنامه ریزی توسعه ملی صورت گیرد.

اصول عمومی آموزش و پرورش

یک موضوع قابل بحث در باب برنامه ریزی آموزش و پرورش این است که آیا می توان یک برنامه واحد را در کشورهای مختلف پیاده کرد؟ آیا تدابیر و راهبردهایی که در زمان و موقعیت خاصی در یک اجتماع با موفقیت روبرو شده اند، در زمان و موقعیت متفاوت در کشورهای دیگر نیز موفق خواهند شد. بطور کلی ! آیا برنامه ریزی یک فرمول دارد یا اینکه تابع شرایط زمان و مکان است.

برنامه ریزی آموزشی فرمول ویژه ای ندارد و از جایی به جای دیگر تفاوت می کند. و لی اصول برنامه ریزی آموزشی در همه جا صادق و یکسان است. به عبارت دیگر، ضمن آنکه برنامه ریزی آموزشی هر کشور باید فلسفه و شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و سطح پیشرفت و توسعه و سایر مقتضیات آن کشور متناسب باشد. در عین حال اصولی وجود دارد که کلی و عمومی هستند و باید آنها را مراعات کرد.

اصول عمومی آموزش و پرورش شامل پنج اصل می باشد.

اصل اول: اصل جامعیت برنامه ریزی آموزش و پرورش.

برنامه باید جامع باشد. یعنی تمام دوره های آموزش رسمی و غیر رسمی را در بر گیرد. و علاوه بر مسایل آموزشی به امور مدیریت، بودجه و اعتبارات، ساختمان و تاسیسات، تجهیزات و... توجه کند.

اصل دوم: اصل همبستگی برنامه ریزی آموزش و پرورش با برنامه توسعه ملی.

آموزش و پرورش در ارتباط با آرمانهای ملی، هم هدف است و هم وسیله. هدف است، زیرا خودش ارزش دارد و برای غنای فرهنگی و تعالی ارزشهای انسانی لازم است. وسیله است، زیرا برای رسیدن به هدفهای دیگر اجتماعی چون هدفهای اقتصادی و.. ضروری است.

اصل سوم: اصل مداومت برنامه ریزی آموزش و پرورش.

برنامه ریزی آموزش و پرورش باید دراز مدت و مداوم باشد. آموزش و پرورش فعالیتی است که به زمان نیاز دارد و محصول آن زود بدست نمی رسد. طول مدت تحصیل با احتساب تحصیلات دانشگاهی در حدود هیجده سال است. یعنی محصول آموزش و پرورش بعد از حداقل بیست سال معلوم می شود.

بنا براین برای متخصصانی که برای بیست سال آینده نیاز است، امروز باید برنامه ریزی کرد. و چه بسا ممکن است در طول این بیست سال تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و.. همه برنامه ها را تغییر دهد. پس برنامه ریزی آموزش و پرورش به تهیه و تنظیم یک برنامه ختم نمی شود. بلکه باید انعطاف پذیر باشد، و به طور مداوم، به موازات پیشرفت دانش و تکنولوژی و تغییر و تحولات اجتماعی، تجدید نظر و نوسازی شود.

اصل چهارم: توجه به جنبه های کیفی برنامه ریزی آموزشی.

برنامه ریزی آموزش و پرورش باید نه تنها به مسایل توسعه کمی، بلکه به بهبود کیفیت آموزش و پرورش نیز عنایت کند. توسعه کمی و اصلاح کیفی، دو بعد رشد و اصلاح آموزش و پرورش هستند. اگر یکی از این دو بازو بزرگ شود، ولی دیگری کوچک بماند، شکل سیستم نامناسب خواهد شد و تعادل آن بهم خواهد خورد.

اصل پنجم: توجه به مدیریت و سرویس اطلاعات آموزش و پرورش.

بدون اطلاعات و آمار صحیح و کامل نمی توان برنامه ریزی درستی انجام داد. و لی به فرض آنکه برنامه به بهترین وجه تهیه شود، اگر نظام آموزش و پرورش مناسب نباشد و دستگاه و تشکیلات و مدیریت آن علاقه مند، وارد، وکاربر نباشد، طبعا به اجرای صحیح و مطلوب برنامه نمی توان امیدوار بود.

اصول متتم برنامه ریزی آموزش و پرورش

پنج اصل عمومی که ذکر شد لازم هستند و لی کافی نیستند. کارشناسان برنامه ریزی به اصول دیگری نیز معتقد هستند، که به اصول متمم معروف هستند.

اصول متتم عبارتند از:

اصل واقع بینی:

برنامه ریزی آموزش وپرورش باید واقع بینانه باشد. برای آنکه برنامه واقع بینانه باشد، به چند سلسله عوامل باید توجه کرد:

1 – عوامل کمی عرضه و تقاضا: از قبیل جمعیت واجب التعلیم – نیروی انسانی – منابع مورد نیاز – هزینه ها – تعداد مدارس – تعداد کلاسها – تعداد معلمان،مدیران و کارمندان و..

2 – زمینه اجتماعی: عواملی از قبیل نگرش اجتماع به آموزش وپرورش – ارزشهای اجتماعی – خواستها و انتظارات گروهها ی مختلف مردم از آموزش وپرورش و...

3 – عوامل اجرایی: عواملی از قبیل چگونگی سازمان و تشکیلات و نظام آموزش وپرورش – قوانین استخدامی – نظام حقوق وشرایط ترفیع – نحوه مدیریت و سلسله مراتب اداری – چگونگی تصمیم گیری – چگونگی تعلیم معلمان و...

4 – مسایل سیاسی: مسایلی از قبیل چگونگی تصمیم گیری و مشارکت در برنامه ریزی ((چه افرادی، در چه مواردی، تا چه حد در تصمیم گیری مشارکت داده می شوند، و رای و نظرشان تاچه حد منشا اثر است)) – هماهنگی و همکاری دستگاهها – مداومت و پیگیری برنامه ها و...

5 – عوامل مالی: عواملی مانند چگونگی بودجه ریزی آموزش وپرورش – چگونگی کنترل و نظارت مالی – چگونگی تعیین اولویتها و ملاکهای بودجه ریزی. و...

6 – مسایل اطلاعاتی: نقص اطلاعات به نقص برنامه ریزی منجر می شود. اگر ندانیم چه عواملی باعث می شود که شاگردان ترک تحصیل کنند، یا از رشته هایی رو گردان شوند، چه چیز باعث فرار مغز ها می شود، چه چیز باعث افسردگی و دلزدگی و واخوردگی جوانان از تحصیل می گردد، چه روشهای آموزشی برای چه نتایجی مناسب و برای چه هدفهایی نامناسب است، چه عیبها و نقصها در امور اداری و آموزشی و مالی وجود دارد و...

طبعا برنامه ریزی ما واقع بینانه نخواهد بود.

اصل همکاری و مشارکت:

این اصل مربوط به اجرا و عمل برنامه ریزی است و در خور توجه خاص می باشد. آیا برنامه ریزی را باید چند نفر متخصص انجام دهند؟

متخصصان برنامه ریزی هر قدر در کار خود مسلط باشند، آیا آنچنان بصیرتی دارند که بتوانند همه نیازهای آموزشی افراد و بخشهای مختلف اجتماع را در یابند. به نظر می رسد که برنامه ریزی آموزش و پرورش به همکاری و مشارکت و تبادل نظر موثر همه نیازمند است.

اصل استمرار و ارزیابی:

برنامه آموزش و پرورش باید به طور مداوم ارزیابی و تجدید نظر گردد و با پیشرفت زمان همگام شود. هنر برنامه ریزی در این است که بین نیازبه مشخص ساختن فعالیتهای برنامه از یک سو، و لزوم برقراری انعطاف از سوی دیگر، تعادل برقرار شود.

اصل تغییر وتحول:

اگر قرار باشد آموزش و پرورش بر اساس روند موجود پیش رود، رشد کند، توسعه یابد، دیگر احتیاجی به برنامه ریزی نیست. برنامه ریزی برای آن است که در روند موجود تغییر و تحول ایجاد کند، و آنرا در مسیر جدیدی قرار دهد، و کمبودهای کمی و معایب کیفی آنرا بر طرف سازد.

((با توجه به اینکه همه ما از سیستم آموزش و پرورش سهمی برده ایم و در خوب و بد آن شریک هستیم.))

یک سوال!

کمبودها و عیبهای اساسی آموزش و پرورش چیست؟

تعداد زیاد مردمان از پیر و جوان، زن ومرد، خرد سال و بزرگسال که از تحصیل محروم می مانند. افراد بیشماری که تحصیلات خود را نیمه کاره رها می کنند. ساعتهای بی حساب و اوقات عمر میلیونها شاگرد و معلم که به فرا گرفتن و تعلیم دادن دروس بی ربط و بی حاصل صرف می شود. استعدادهای پر ارزشی که خفته می ماند. نیروهای فکری که باز نمی شود. قابلیتهایی که رشد نمی کند. تواناییهای سازنده ای که ناتوان می ماند. از همه بدتر، کجرویها و انحرافات فکری و روانی که از بد آموزیها سرچشمه می گیرد. همه چه مستقیم و چه غیر مستقیم، حکایت از کمبودها و معایب آموزشی و پرورشی می کنند.

اصل ضمانت اجرایی:

در تهیه و تنظیم برنامه باید شرایط اجرای آن مد نظر باشد. یکی از محدودیتهای برنامه ریزی آموزش و پرورش این است که باید با نظام، سازمان، وتشکیلات آموزش و پرورش و مقررات اداری و مالی و آموزشی آن متجانس باشد و گرنه ضمانت اجرایی نخواهد داشت. بسیاری اوقات دیده شده است که یک برنامه ظاهرا جالب آموزشی، تماما یا قسمتهایی از آن، به علت برخورد با مقررات مالی و اداری و آموزشی یا شکل سازمانی از اجرا باز مانده و فلج شده است.

مبانی تهیه و تنظیم برنامه ((ارکان برنامه ریزی))

هر برنامه شامل سه رکن است:

- هدف

- وسایل و منابع

- تدابیر وراهبردها

بدین جهت، تهیه و تنظیم برنامه مستلزم آن است که برای سه سوال اساسی زیر، پاسخهای لازم را به دست آوریم.

- هدفهای برنامه چیست، چه مقصدی داریم و چه می خواهیم؟

- به چه وسایل و منابعی نیاز داریم و با چه محدودیتها و موانعی روبه رو هستیم؟

- چه تدابیر و راهبردهایی برای استفاده از منابع و رسیدن به هدف برنامه می توانیم به کار بندیم؟

تصمیم گیری در برنامه ریزی آموزش و پرورش

برنامه ریز در مقابله با سوالهای اساسی بالا، با پاسخهای گوناگون روبه رو می شود و به تصمیم گیری احتیاج پیدا می کند. اگر برنامه ریزی به سبک آرزویی و خیالی باشد، تصمیم گیری بسیار آسان است، زیرا در برنامه ریزی آرزویی، به حساب و کتاب و مطالعه احتیاجی نیست. واگر برنامه ریزی واقع بینانه و اصولی باشد، تصمیم گیری دشوار است. اصولا برنامه ریزی نوعی تصمیم گیری است، تصمیم گیری در باره مقصد و وسیله، اینکه چه می خواهیم و چگونه می توانیم آنرا به دست آوریم.

در تصمیم گیریهای برنامه ریزی آموزشی سه مفهوم مستتر است:

- مفهوم انتخاب.

منظور از مفهوم انتخاب این است که برنامه ریز باید به نیازها و هدفهای متفاوتی که تقاضا می شود، راههای مختلف رسیدن به هدف، و امکانات گوناگونی را که می تواند مورد استفاده قرار دهد، مطالعه کند و در نظر بگیرد. اگر در برنامه فقط یک راه ارئه شود، مسئله انتخاب منتفی می گردد و طبعا نیازی به تصمیم گیری نخواهد بود، زیرا تصمیمات قبلا گرفته شده است.

- مفهوم ریسک یا خطر.

مسئله دوم در تصمیم گیری، احتمال خطر یا ریسک است. برنامه ریز باید بکوشد تا راهها و تدابیر مختلفی برای رسیدن به مقصد پیدا کند. و قطعا هر یک از این راهها مزایا و معایبی دارند. در این صورت تصمیم گیری مستلزم سنجش مزایا و معایب راههای مختلف می شود، و انتخاب هر راه، خواهی نخواهی، توام با خطر کردن می گردد.

یک نکته!

((گاهی اوقات تصور می شود که برنامه ریزی موجب می گردد که ریسک از میان برود یا به حد اقل ممکن برسد. اما باید توجه داشت که برنامه ریزی ریسک را از میان نمی برد و لی کوشش می کند ریسکی که می کند عاقلانه و حساب شده باشد.))

- مفهوم محدودیت.

مفهوم سومی که در تصمیم گیریهای برنامه ریزی پنهان می باشد، محدودیت منابع است. در حقیقت، محدودیت منابع در مقابل نامحدود بودن خواستها موجب می شود که حق تقدم یا اولویتی برای خواستهای خود قایل شویم. نیاز به تعیین اولویت ها موجب می شود که به برنامه ریزی متوسل شویم.

تعیین هدفها

تعیین هدف، حساسترین و به اعتباری مشکلترین مسئله آموزش وپرورش است. زیرا آموزش وپرورش فعالیتی است بنیادی که در حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه منعکس می شود و اثر غیر قابل برگشت می گذارد. رشد، ترقی، و کمال و تعالی انسانها و اجتماع به نوع آموزشی که افراد، چه در مدرسه و چه در خارج از آن، می بینند بستگی دارد. اگر کیفیت و کمیت آموزش وپرورش خوب باشد. زمینه لازم برای پیشرفت و تعالی جامعه را فراهم می آورد و اگر بد باشد موجب انحطاط و عقب ماندگی جامعه می شود.

سطوح هدفهای آموزش و پرورش

)) سه سطح برای هدفهای آموزش و پرورش مشخص ساخته اند: Krathwohl and Payne کرات ول و پین ((

- سطح ملی

- سطح دوره های رسمی آموزش و پرورش

- سطح درسی

در سطح ملی، هدفهای آموزش و پرورش جنبه مقصود نهایی را دارند و به صورت کلی بیان می شوند.

در سطح دوره های رسمی، مثل دوره های دبستان، راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه، هدفهای آموزشی مشخص تر و ملموس تر بیان می شود.

در سطح درسی، هدف آموزشی به صورت بسیار دقیق مشخص می شود تا بتوان میزان پیشرفت و نتیجه آموزش را دقیقا ارزشیابی کرد.

در تعیین سطوح هدفهای آموزش وپرورش باید سه بعد را در نظر داشته باشیم. بعد سیاست ملی، بعد زمان و بعد اختیار.

- بعد سیاست: منظور از بعد سیاست ملی این است که هر کشوری از سیستم آموزش وپرورش خود انتظار دارد که ایدئولوژی و مرام سیاسی ویژه ای را در مردم، به خصوص در جوانان بپروراند، و ماموریتها و وظایف خاصی را در تقویت فرهنگ ملی و آماده سازی ملت برای برنامه های توسعه ملی و همبستگی بر عهده بگیرد.

- بعد زمان: منظور از بعد زمان این است که هدفهای آموزش وپرورش، در برنامه های دراز مدت، میان مدت و کوتاه مدت با یکدیگر فرق دارند و در سطوح متفاوتی قرار می گیرند.معمولا بر اساس تاثیری که بعد زمان در ماهیت برنامه می کند، برنامه ریزی دراز مدت را دورنما سازی، میان مدت را برنامه ریزی ، و نزدیک مدت را طرح ریزی می نامند. هدفهای آموزش و پرورش در این سه نوع برنامه ضمن آنکه با یکدیگر هماهنگ و مرتبط هستند، بنا بر اقتضای بعد زمان، در سطوح متفاوتی قرار می گیرند.

- بعد اختیار: منظور از بعد اختیار این است که هدفهای آموزش وپرورش در سطوح مختلفی از اختیار و مسئولیت و قدرت تعیین می شود. مثلا هدفهای آموزشی که توسط با لاترین مقامات رهبری کشور تعیین می شود و در قانون اساسی منعکس می گردد، در حقیقت خطوط اصلی مقصد و آمال سیاست آموزشی را رسم می کند. این هدفها در مراجع تصمیم گیری بعدی یا پایین تر مثل شورای برنامه ریزی آموزشی و.. بارزتر می شود و به صورت قوانین، اساسنامه ها. آیین نامه های اجرایی در می آید.و بدین ترتیب خطوط فرعی سیاست آموزش وپرورش کشور نیز رسم می گردد. در مراجع تصمیم گیری بعدی یا پایین تر هدفهای نظری به هدفهای اجرایی و عملی تبدیل می شود و در پایان به موسسات آموزشی می رسد، و در اینجا هدفهای برنامه ای و اجرایی آموزش به هدفهای در سی تبدیل می گردد.

هدفهای درسی

هدفهای درسی شامل تغییراتی است که انتظار داریم فراگرد آموزش و پرورش در کردار، گفتار، و پندار دانش آموز ایجاد کند. بعضی ها هدفهای درسی را فقط به معلوماتی که شاگرد باید کسب کند، اطلاق می کنند و به همین جهت آزمونهایی که تنظیم می کنند فقط یاد گرفته های معلوماتی شاگردان را می سنجد. پوشش هدفهای درسی خیلی وسیعتر از اکتساب معلومات می باشد، و شامل رشد فکری و تقویت قوای ذهنی، رشد و بلوغ عاطفی، پرورش مهارتهای بدنی، آموزش فرهنگی و اجتماعی، آموزش حرفه ای و تخصص، پرورش خوی (منش) و تحکیم شخصیت و آماده ساختن انسان برای خویشتن شناسی، درک صفا و زیبایی و خلاقیت زندگی، و بالاخره معرفت حق و حقیقت است. هدفهای درسی از نظر بعد زمان جزء هدفهای کوتاه مدت، میان مدت، و دراز مدت به شمار میروند. کوتاه مدت هستند برای اینکه همزمان با پیشرفت درس، تکوین می یابند. میان مدت هستند برای اینکه طول مدت درس و دوره های آموزسی چند سال به درازا می انجامد. و بلند مدت هستند برای آنکه با خوی انسان می آمیزند و در طول زندگی با او همراه است.

هدفهای درسی از نظر بعد اختیار ظاهرا توسط برنامه ریزان درسی تدوین می شود ولی در حقیقت، همه کسانی که فرهنگ اجتماع را بوجود می آورند، چه آنهایی که فرهنگ سازند و چه آنهایی که فرهنگ پذیرند همه بطور غیر مستقیم در تعیین هدفهای درسی دست دارند.

زیرا هدفهای درسی از آرمانهای آموزش وپرورش منشا می گیرد، و آرمانهای آموزش وپرورش نیز محصول فرهنگ مسلط کشور است، و فرهنگ مسلط کشور مشخص کننده نوع انسانهای مورد نیازکشور. مثلا تمدن ماشینی و مادی انسانهای با ارزش مادی می طلبد، و یا تمدن معنوی انسانهای آزاده با ارزشهای انسانی.

تعیین محدوده منابع و امکانات

در سال های اخیر دامنه نیازها و خواستهای آموزشی بسیار گسترش پیدا کرده است، به حدی که بین توقعات آموزشی اجتماع و عملکرد آموزش و پرورش شکاف عمیقی ایجاد شده، و بحرانی در سطح جهانی به وجود آمده است.

چرا تمام انتظارات و تقاضاهای آموزشی اجتماع بر آورده نمی شود؟

پاسخ به سوال بالا را باید در مجموعه منابع و موانع یا مقدورات و محدودیتهای آموزش و پرورش جستجو کرد.

شناخت منابع و موانع آموزش و پرورش

الف: منابع و موانع درون زا

منابع و موانع درون زای آموزش و پرورش مربوط به ماهیت تعلیم و تربیت است وبا طبیعت فراگیری انسان ، دانش و تکنولوژی علوم تربیتی ، وساخت و نظام آموزش و پرورش بستگی دارد.

1 - طبیعت فراگیری انسان

انسان چگونه فرا می گیرد؟ دانش بشر هنوز نتوانسته است پرده از اسرار یاد گیری بردارد و به رموز و جریان آن پی ببرد. البته دانشمندان روان شناسی یادگیری نظریه های گوناگون در این باره ارائه کرده اند، ولی این نظریه ها هنوز تکامل نیافته اند، و بسیاری از انواع یاد گیری در پرده ابهام باقی مانده است. کمبود های دانش بشر در باره طبیعت فراگیری انسان یکی از محدودیتهای اساسی آموزش و پرورش است، ولی گذشته از آن، عامل دیگری که وابسته به طبیعت یاد گیری است عامل زمان است. یاد گیری فرا گردی است تدریجی و کند، طول می کشد و زمان می خواهد. دیر رس بودن محصول آموزش و پرورش یکی از اساسی ترین محدودیتهای توسعه آن است و به همین دلیل در برنامه ریزی آموزش و پرورش حائز اهمیت خاص می باشد.

2 - دانش و تکنولوژی آموزش و پرورش

منظور از دانش آموزش و پرورش، اطلاعات نظری است که در زمینه تعلیم و تربیت به دست آمده، ومنظور از تکنولوژی آموزشی، به کار گرفتن دانش مزبور، در موقعیت یاد گیری است.

مجموعه دانش و تکنولوژ ی آموزش و پرورش را می توان منابع فنی آموزش و پرورش نام نهاد. هر قدر منابع فنی آموزش و پرورش غنی تر باشد، دامنه امکانات عمل وسیعتر خواهد شد. بر عکس هر قدر منابع فنی ما کمتر باشد، مقدورات و امکانات محدودتر خواهد بود.

3 - ساخت و نظام آموزش و پرورش

ساخت و نظام آموزش و پرورش می تواند طوری باشد که برای همه راهگشای تحصیل باشد و رشد و توسعه آموزش و پرورش را آسان سازد، ویا بر عکس، با وضع قوانین و مقررات دست و پا گیر، ایجاد تشکیلات متحجر، و تعبیه انواع سد های مقرراتی و تشکیلاتی، مسیر گسترش و بهبود تعلیم و تربیت را با موانع گوناگون پر کند.

ب: منابع و موانع برون زا

منابع و موانع برون زای آموزش و پرورش مر بوط به محیط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی است که سیستم آموزش و پرورش را فرا گرفته است، و با عواملی از قبیل فلسفه مسلط اجتماعی، سطح تولید و سرمایه گذاری ، سطح رفاه و عدالت اجتماعی ، محیط آموزشی و پرورشی اجتماع ، و عوامل فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی بین المللی بستگی دارد.

1 - فلسفه مسلط اجتماعی

فلسفه آموزش و پرورش بازتابی است از فلسفه مسلط اجتماعی – فرهنگی. فلسفه اجتماعی – فرهنگی عامل اصلی تعیین خط مشی سیستم آموزش و پرورش می باشد. باید دید فلسفه مسلط اجتماع چه رسالتی برای آموزش و پرورش قایل است و از آن چه انتظار دارد، مثلا، آیا انتظار دارد که آموزش و پرورش مهد تحول و نوسازی باشد یا لنگر ثبات؟ اگر رسالت آموزش وپرورش لنگر ثبات باشد یعنی رسالت آموزش و پرورش نقل و انتقال میراث فرهنگی از یک نسل به نسل دیگر باشد! چنین فلسفه ای، آموزش و پرورش را در قید وبند می گذارد و دامنه عمل آن را محدود می سازد. و اگر فلسفه مسلط اجتماع وظیفه اصلی آموزش و پرورش را ایجاد و خلق فرهنگ و دانش نو بداند، در آن صورت انتظار دارد که آموزش و پرورش کانون تحول و مهد نوسازی گردد. بدیهی است در چنین اجتماعی، دامنه آموزش و پرورش بسیار وسیعتر خواهد بود.

2 – سطح تولید و سرمایه گذاری

سطح رفاه و عدالت اجتماعی و محدود بودن منابع مادی و انسانی کشور از جمله عوامل بازدارنده رشد و توسعه آموزش و پرورش هستند. میزان منابعی که به آموزش و پرورش تخصیص داده می شود بستگی دارد به اینکه در آمد ملی چقدر است، چه میزان برای مصرف و چه نسبتی برای سرمایه گذاری اختصاص داده می شود، سهم بخشهای دیگر از قبیل صنعت، کشاورزی، نیرو، تجارت، حمل و نقل، ساختمان و مسکن و بهداشت و غیره چیست، و بر اساس چه ضوابطی تعیین می شود، و آموزش و پرورش در مقایسه با آنها از چه نفوذ و قدرتی برخوردار است.

3 – محیط آموزش و پرورش اجتماع

نهادها و موسسات و گروههای مختلفی در آموزش و پرورش انسان دخالت دارند. مدرسه یکی از این نهادها ست. نهادها و موسسات دیگر که مستقیما در شکل دادن به شخصیت، طرز فکر و دانش و معرفت و ارزشهای انسان تاثیر می گذارند و چه بسا تاثیرشان بیش از مدرسه است، بی شمارند. از آن جمله گروههای خویشاوندی، گروههای مذهبی، همسایگی، فرهنگی و گروههای شغلی و صنفی و رسانه های گروهی. بدیهی است محیط فرهنگی کشور نیز توام با عوامل اجتماعی،سیاسی و اقتصادی در آموزش و پرورش انسان به طور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر دارد.

4 – عوامل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی بین المللی

عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بین المللی از طریق نفوذی که در محیط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملی می کنند خواهی نخواهی در آموزش و پرورش انسان موثر هستند.

ج: منابع و موانع مختلط درون زا و برون زا

برخی از اشکالات آموزش و پرورش ناشی از تاثیرات مختلط عوامل درون زا و برون زا است. عواملی از قبیل توزیع آموزش و پرورش، ضریب کوشش آموزش و پرورش، ومنابع انسانی آموزش و پرورش جزو این گروه بشمار می رود.

1 – توزیع آموزش و پرورش

توزیع آموزش و پرورش با میزان دستیابی افراد طبقات مختلف اجتماع به آموزش و پرورش سنجیده می شود.

آیا بچه های شهر وروستا برای بهره مندی از آموزش و پرورش امکاناتشان برابر است؟ دختر ها و پسرها چطور؟ بچه های پایین شهر و بالای شهر چطور؟ و...؟

توزیع آموزش و پرورش به عوامل مختلفی چون: سیاست و خط مشی اجتماعی، موقعیت جغرافیایی، شرایط خانوادگی، در آمد، محل سکونت و... بستگی دارد.

نابرابریهایی که در توزیع آموزش و پرورش وجود دارد، یکی از عوامل موثری است که موجب شهر گرایی و فرار مغزها از روستاها و شهر های کوچک به شهر های بزرگ می گردد، و به نوبه خود مسایل بی شماری را به دنبال می آورد. اگر سیاست و خط مشی اجتماعی این باشد که توزیع آموزش و پرورش را عادلانه سازد، نابرابری فرصتهای آموزشی را از میان بردارد، و راه را برای کاهش فواصل و شکافهای طبقات اجتماعی هموار سازد، تدابیری خواهد اندیشید که موانع و مشکلات دستیابی به آموزش و پرورش را در همه سطوح برای همه طالبان آن از میان بردارد.

2 – ضریب کوشش آموزش و پرورش

برای آنکه بتوانیم میزان نسبی کوشش و فعالیتی که در زمینه آموزش و پرورش در کشورهای مختلف انجام می شود بسنجیم و با یکدیگر مقایسه کنیم، به ملاکها و معیارهای سنجش نیازمندیم. ضریب کوشش یکی از ملاکهایی است که بدین منظور انتخاب شده و به کار می رود.

ضریب کوشش آموزش و پرورش معمولا به دو طریق محاسبه و بر آورد می شود:

الف – سهم اعتبارات آموزش و پرورش نسبت به در آمد ناخالص ملی.

ب – سهم اعتبارات آموزش و پرورش در بودجه.

3 – منابع انسانی آموزش و پرورش

کمبود منابع انسانی از قبیل معلم، مدیر، مشاور وراهنما، محقق و پژوهشگر، در همه سطوح آموزش و پرورش (کودکستان، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه) چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت، یکی از اساسی ترین تنگناهای رشد و توسعه و بهبود آموزش و پرورش می باشد. بسیاری از محدودیتها و عوامل باز دارنده رشد و توسعه را شاید بتوان در مدت نسبتا کوتاهی بر طرف کرد، ولی پرورش نیروی انسانی و جبران کمبود آن نیازمند به زمان است. این موضوع اهمیت خاصی به برنامه ریزی آموزش و پرورش می دهد، زیرا منابع انسانی یکی از ارکان و عوامل اصلی مورد نیاز تمام بخشها در توسعه ملی می باشد. چه بسا در بسیاری از کشورها، کمبود منابع انسانی مهمترین عامل بازدارنده رشد و توسعه می باشد.

چون پرورش منابع انسانی به زمان طولانی نیازمند است، آموزش و پرورش باید با آیتده نگری دقیق برنامه های مورد نیاز را پیشاپیش برقرار کند تا نیروی انسانی لازم به موقع آماده باشد. در این میان تامین منابع انسانی آموزش و پرورش اهمیت بیشتری پیدا می کند، اگر آموزش و پرورش را به قلب فعالیتهای کشور تشبیه کنیم منابع انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش به منزله رگهایی خواهند بود که خون را به عضله می رسانند، و کوچکترین خللی در کار آنها اثر نامطلوبی در کار قلب به وجود می آورد، وطبعا تمام فعالیتهای حیاتی بدن را مختل می سازد.

تعیین راهبردها و اولویتها

راهبردهای آموزش و پرورش رابط بین سیاستگزاری و طرح ریزی آموزش و پرورش هستند و آنها را به یکدیگر پیوند می دهند و بدین جهت اهمیت بسزایی دارند.

فور و همکارانش برای شکل دادن به آموزش و پرورش سه مرحله به شرح ذیل تشخیص داده اند:

1 - سیاستگزاری.

2 - تعیین راهبرد (استراتژی).

3 - برنامه ریزی.

- سیاستگزاری متضمن تعیین رسالت و وظایف و خط مشی آموزشی کشور است. در این مرحله ابعاد اصلی آموزش و پرورش کشور ترسیم می شود.

- تعیین کردن راهبرد، رابط بین مرحله سیاستگزاری و برنامه ریزی است. دراین مرحله، از یک طرف رسالت و هدفهای کلی آموزش و پرورش که در مرحله سیاستگزاری تعیین شده است به صورت هدفهای مشخصتر یعنی فعالیتها مشخص می شود، منابعی که ممکن است در اختیار قرار بگیرد روشن می گردد، و ملاکها و ضوابط تصمیم گیری و دامنه امکانات تعیین می شود. و از طرف دیگر روش برنامه ریزی مشخص می گردد.

سیروس منظور نیز در برنامه ریزی آموزش و پرورش پنج مرحله تشخیص می دهد:

1 – مرحله تدوین فعالیتها

2 – مرحله تعیین استراتژی

3 – مرحله تدوین برنامه

4 – مرحله اجرا

5 – مرحله ارزشیابی و پژوهش

- مرحله تدوین فعالیتها شامل تعیین و تعریف هدفهای آموزش و پرورش است.

- مرحله تعیین استراتژی مستلزم شناخت مشکلات و امکانات، تعیین اولویتها، و ایجاد تعادل بین نظام آموزشی و نیازمندیها و امکانات ملی است.

- مرحله تدوین برنامه جنبه فنی برنامه ریزی است. در این مرحله هدفها به صورت برنامه های مشخص و دقیق عرضه می گردد و ماهیت کمی به خود می گیرند.

به هر صورت تعیین راهبردها در شکل دادن به آموزش و پرورش هر کشور نقش حساسی دارد.

تعیین راهبردهای آموزش و پرورش شامل فعالیتهایی است از قبیل:

1 – شناخت تنگناها.

2 – شناخت امکانات و نیازها.

3 – تعیین ضوابط و ملاکهای لازم برای تصمیم گیری و برقراری اولویتها.

4 – تعیین تمرکز، عدم تمرکز و زمینه تشریک مساعی گروههای مختلف در فعالیتهای برنامه ریزی.

5 – ایجاد تعادل و هماهنگی برونی بین نظام آموزش و پرورش و نیازها و امکانات ملی و بازار کار و بررسی تاثیر تحولات و تغییرات یکی در دیگری.

6 – ایجاد تعادل و هماهنگی درونی بین سطح برنامه ریزی و فعالیتهای مختلف آموزش و پرورش و بررسی تحولاتی که انتخاب هر یک از شقوق هدفها و اولویتها در سایر قسمتها و فعالیتهای آموزش و پرورش ایجاد می کند.

7 – بررسی عواقب شقوق مختلف توزیع آموزش و پرورش، و مقایسه مزایا و معایب آنها و ایجاد تعادل لازم بین نیاز بخشهای مختلف براساس این بررسیها.

مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش

مدل یعنی چه و برای چیست؟

مدل به زبان ساده، الگویی است به مقیاس کوچک از واقعیت، که بر اساس پیش فرضهایی بنا شده است. مدلهای برنامه ریزی معمولا به صورت فرمولهای ریاضی ساخته می شوند که در آنها ارتباط بین متغیرها یا عوامل مختلف کاملا مشخص شده است.

در برنامه ریزی آموزش و پرورش، مدل سازی به دو منظور انجام می شود:

1 – پیش بینی آینده.

2 – تشریح و شناخت ارتباطات عوامل دست اندر کار.

انواع مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش

از نظر سطح آموزش و پرورش، مدلهای برنامه ریزی به سه گروه تقسیم می شود:

1 – سطح واحد آموزشی

2 – سطح سیستم یا پاره سیستم آموزشی

3 – سطح سیستم آموزشی در ارتباط با توسعه اقتصادی

انواع مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش از نظر مبنای ریاضی

1 – مدلهای بسته

2 – مدلهای زنجیر مارکو

3 – مدلهای رگرسیون

4 – مدلهای ریاضی

انواع مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش از نظر دامنه عمل

1 – مدلهای برنامه ریزی آموزشی تک موسسه ای

2 – مدلهای برنامه ریزی در سطح نظام آموزشی

3 – مدلهای برنامه ریزی بیرونی توسعه آموزشی